۷ کاری که معلمان فقیر به‌خوبی انجام می‏دهند!

معلمان فقیر۱
شما را دعوت می کنم به خواندن این مقاله علمی.(امیدوارم ۱۰دقیقه وقت تان را برای خواندن این نوشتار صرف کنید و از خواندنش لذت ببرید)
……………………………………………………………………………………….
قبل از خواندن این مقاله(ٰ۷ کاری که معلمان فقیر به‌خوبی انجام می‏دهند!) باید یاد آور شوم که:
۱- منظور ما از فقر؛ صرفا فقر مالی است.
 
۲- اگر شما عزیز بزرگوار اکنون معلم هستید و احساس می کنید که یک معلم نباید صحبت از مسائل مالی کند. لطفا این مقاله را مطالعه نکنید. چون ما اعتقاد داریم کسب درآمد قابل توجه حق تمام معلمان و اساتید است. البته این درآمد باید ویژگی های زیر را داشته باشد.
 
۱- حلال باشد.
۲- در شان و جایگاه یک استاد یا معلم باشد.
۳- به وظیفه ی معلمی یا استادی (اگر در حال اشتغال در سیستم آموزشی هستید) آسیبی وارد نکند.
……………………………………………………………………………………….
۷ کاری که معلمان فقیر به‌خوبی انجام می‏دهند!
 
هرکسی در زندگی بر اساس فروش کالا یا خدمات، پول به دست می‌آورد وزندگی خود را می‌گذراند. نانوا از طریق فروش نان و بیل گیتس از طریق فروش نرم‌افزارهایی که برنامه‌نویسی کرده است. شاید عجیب باشد اما همه مردم را می‌توان به فروشنده و خریدار تشبیه کرد؛ اما بحث اصلی ما فروش خدمات معلمان است. معلمان با فروش علمی که دارند به گذران زندگی می‌پردازند؛ اما نکته‌ای که وجود دارد این است که آیا همه معلمان فروش خوبی دارند؟! در طی این سال‌ها یکی از دغدغه‌هایی که من داشتم این بوده که چه‌کاری می‌توان انجام داد تا درآمد یک دبیر بالاتر برود؟
 
بنابراین شروع کردم به تحقیقات میدانی و پرسش مستقیم از دبیرانی که درآمد بالایی دارند و پرسیدم که شما چه‌کاری انجام می‌دهید که درآمدتان از سایر معلمان بالاتر است؟ البته واضح است که آن‌ها مایل نبودند که راز کارشان فاش شود و در پاسخ به سؤال من فقط موارد بدیهی می‌گفتند اما در بین صحبت‌هایشان نکات و ترفندهای جالبی را برای بهتر شدن روش تدریسم یاد گرفتم. اتفاق مهم‌تر این بود که کتاب‌های بازاریابی را مطالعه کردم و در آخر هم در کلاس‌های مهارتی مختلف شرکت کردم ازجمله: سخنرانی و فن بیان، بازاریابی، روش تدریس و …
 
دوست دارم که در این مقاله از ۷ موردی صحبت کنم که درنتیجه تلاش‌ها و تحقیقاتم فهمیده‌ام معلمان فقیر انجام می‌دهند که اوضاع مالی خوبی ندارند:
 
کار اول: معلمان فقیر دایناسوری تدریس می کنند.
 
یکی از سخنرانان پر طرفدار معاصر (داکتر انوشه)به نقل از یکی از افسران ترافیکی گفتند که علت اصلی حادثات جاده‌ای این است که رانندگان امروز (جوانان امروز) با موترهای فردا (پورشه یا موترهای لوکس) در جاده‌های دیروز (جاده سالنگ) در حال رانندگی هستند. داکتر انوشه این موضوع را به تربیت و آموزش هم تعمیم دادند و گفتند که معلمین نسل گذشته (دهه ۴۰ یا ۵۰) در حال تربیت نسل امروز (دهه ۸۰ و ۹۰) هستند برای فردا (سال ۱۴۳۰)! و این شکافی که میان این سه نسل و بازه زمانی وجود دارد باعث می‌شود که هم بچه‌ها نسبت به آموزش و تربیت بی‌علاقه شوند و هم معلم‌ها و پدر مادرها در تربیت کردن بی‌انگیزه.
 
ما با یادگیری روش نوین تدریس به راحتی می توانیم این مشکل را حل کنیم. بدون شک اگر تغییر نکنیم ما هم به‌زودی مثل دایناسورها منقرض خواهیم شد. یکی از ویژگی‌های معلمان فقیر این است که روش تدریسشان برای n سال پیش است و جالب اینجاست که از درآمد پایینشآن‌هم گله‌مند هستند! اگر تدریس شما خوب باشد برکت زندگی و اوضاع کاری شما خوب خواهد شد چون از شما می خواهند تا در جاهای بیشتر و با مبالغ بیشتری تدریس کنید
 
کار دوم: معلمان فقیر انگیزه را می کشند
 
حتما این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده اید:
 
مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
 
این ضرب المثل همیشه درست نیست ؛ و بهتر بگویم برای کسی که می‌خواهد موفق شود کاملاً بی‌معنی است! درست آن این است:
 
صاحب سخن (مدرس) باید مستمع (مخاطبش) را بر سر ذوق آورد …
 
راه بر سر ذوق آوردن مخاطبان این است که انگیزه را در آن‌ها بالا ببرید. اگر یک معلم توانایی و مهارت افزایش انگیزه مخاطبانش را ندارد؛ بهتر است که شغل دیگری را انتخاب کند چون هم خودش عذاب می‌کشد و هم حوصله شخص مقابل را سر می‏برد. خبر خوبی که برای شما دارم این است که افزایش انگیزه در مخاطبان؛ یک مهارت تدریس است و تقریباً هر مهارتی را می‌توان یاد گرفت.
 
این درست نیست که ما دائما از نبود انگیزه در مخاطبان خودمان گله کنیم. باید بدانیم که برای رسیدن به اهداف باید مسئولیت ۱۰۰ درصدی موفقیت و شکست خودمان را بپذیریم
کار سوم: معلمان فقیر یک دکان کوچک در نقطه ای دور افتاده دارند
 
تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که چرا مردم دوست دارند یک چیپس را از فروشگاه های زنجیره ای بزرگ بخرند تا اینکه از یک دکان کوچک؟
 
میان این دو چیپس، هیچ تفاوتی ازنظر قیمت، طعم، فابریکه تولیدکننده و … وجود ندارد؛ تفاوت فقط در برند فروشگاهی است که شما از آن خرید می‌کنید. این فروشگاه‌های زنجیره توانسته‌اند به شکلی خودشان را معروف کنند که شما مجاب شوید که مسافتی زیادی را برای خرید از آن‌ها طی کنید! البته شاید خیلی از دبیران فکر کنند که اگر بخواهند معروف شوند باید هزینه زیادی را متقبل شوند ولی اگر راه درست بروند می‌توانند با هزینه بسیار پایین خودشان را پیش مخاطبانشان معروف کنند و به‌اصطلاح خودشان را جا بی اندازند.
 
کار چهارم: معلمان فقیر هنوز DOS هستند!
 
همان‌طور که اشاره کردم در دنیای امروز اگر تغییر نکنیم، بدون شک شکست نمی‌خوریم؛ بلکه نابود می‌شویم.
 
در آینده‌ای نه‌چندان دور فقط معلمانی دارای شغل و درآمد خوب خواهند بود که اولاً به‌روز باشند و ثانیاً با استفاده از هوش هیجانی که دارند تدریس کنند. چون تنها مزیت انسان نسبت به ربات‌ها این است که انسان‌ها احساس دارند ولی ربات‌ها نه! بحث داغ این روزها این است که روبات‌ها تا چه حد کار انسان‌ها را انجام خواهند داد؟! یادمان باشد که امروزه مردم از سیستم‌عامل Windows و یا Macintosh استفاده می‌کنند نه از DOS! شما چطور؟
 
کار پنجم: معلمان فقیر ارتباط موثر بلد نیستند
 
همیشه این سؤال برای من بوده است که چرا در نگاه اول از بعضی بیشتر خوشم می‌آید و نسبت به برخی دیگر حس جالبی ندارم. این موضوع ادامه داشت تا زمانی که من با مقوله ارتباط مؤثر آشنا شدم. معلمان کاریزماتیک، بخش عمده جذابیت خودشان را، مدیون نحوه صحیح برقراری ارتباط با مخاطبانشان هستند.
 
مسئله‌ این است که اگر دانش آموزان و مخاطبانتان، از شما خوششان بیاید (یا به قول خودشان با شما حال کنند) درس شمارا بیشتر می‌خوانند و اگر کسی (مثلاً دوستشان) نیاز به دبیر داشت؛ به‌احتمال‌زیاد شمارا به ایشان برای کلاس خصوصی معرفی می‌کنند و به همین راحتی اسم شما بر سر زبان‌ها می‌افتد و درآمدتان بالاتر می‌رود.
 
کار ششم: معلمان فقیر فن بیان افتضاحی دارند
 
استیو جابز جمله جالبی دارد: نحوه ارائه هر چیز، اهمیت آن موضوع را مشخص می‌کند. یکی از راه‌هایی که می‌توانید متوجه شوید که فن بیان و نحوه ارائه شما خوب است یا نه؛ این است که یک‌بار موقع تدریس صدای خود را ضبط کنید؛ اما همین‌جا کار تمام نمی‌شود بلکه اگر شما حاضر شدید صدای خودتان و نحوه سخنرانی خودتان را موقع تدریس گوش کنید و لذت ببرید و درنهایت هم به آن از ۱۰ امتیاز، حداقل ۸ بدهید؛ من به شما تبریک می‌گویم چون شما جزو ۲۰ درصد برتر دبیران کشور هستید؛ و فن بیان شما در حد لالیگا است اما متأسفانه فن بیان برخی از دبیران در حد لیگ دسته چهارم هم نیست!
 
کار هفتم: معلمان فقیر فکر می کنند بازاریابی کار کثیفی است
 
شما یک محصول ارزشمند دارید و آن‌هم علم و تدریس شماست. می‌خواهید با فروش بهتر و بیشتر؛ به مخاطبانتان کمک کنید که نتیجه عالی بگیرند
 
بااین کار هم شما ازنظر سطح درآمد وزندگی ارتقا پیدا می کنید و هم مخاطب شما چیزهای بیشتری یاد می گیرد. پس چه اشکالی دارد که شما خدمات خودتان را به‌طور مؤثر و با بودجه کم بازاریابی کنید تا بتوانید به اهداف خودتان در زندگی دست پیدا کنید. معلمان فقیر فکر می‌کنند که بازاریابی خدماتشان کار خوبی و جالبی نیست به همین خاطر هم چنان فقیر می مانند

درباره مدیریت سایت

او متولد1345شمسی است و در دیار سنائی غزنوی دیده به جهان گشوده است. در سال 1391مدرک کارشناسی ارشد( ماستری اش) را در رشته الیهیات در مشهد مقدس به اتمام رسانده و پایان نامه اش را در همین سال تحت عنوان"سعادت و رستگاری از منظر قرآنکریم" دفاع نموده و جزء پایان نامه های برتر سال معرفی شده است. و همزمان با آن در شهر مزار شریف مستقر شده و رحل اقامت افکنده است. او مدت چهار سال و اندی مدیریت لیسه عالی مهر2 در مزار شریف را بر عهده داشته و همزمان با آن در سال 1391 مکتب خصوصی رضوان را نیز تاسیس و راه اندازی نموده و جواز فعالیت آن را از وزارت معارف دریافت کرده و از آن روز تا کنون خود مدیریت این مکتب را بعهده داشته و در خدمت دین، مردم و جامعه اش قرار گرفته است. در کنار این مسئولیت مسئولیت های دیگر نیز بر عهده داشته است که مهمترین آنها عبارتند از: 1. ریاست اتحادیه مکاتب خصوصی ولایت بلخ از سال 1396 تا کنون. 2. تدریس در دانشگاه های رهنورد و ابن سینا 3. برگزاری دوره های اخلاقی و عقیدتی برای دانشجویان شهر مزار شریف 4. انجام رسالت های تبلیغی در قالب سخنرانی و .. 5. اتجام کارهای فکری و فرهنگی و... به امید آنکه به خوبی بتواند به وظایف و تکالیف شرعی و دینی اش بیش از پیش عمل نموده و افتخار خدمتگزاری را داشته باشد. یا حق

مجدد چک کنید

لیسه رضوان در آینه زمان

بیش از ده سال است که از تاسیس این مرکز آموزشی می گذرد مرکزی که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *