سیمینار مدیریت و کنترل صنف۱۳۹۴

۲۰۱۶۰۲۲۶_۱۳۵۲۴۸

 

معلمی شغل انبیاست و کسی که در این جایگاه قدم می گذارد باید بر اساس روش و منش حضرات معصوم سیر و سلوک داشته باشد. به این معنا که باید بداند او کیست؟ و چه باید بکند و چگونه آن را انجام دهد. بر این اساس لازم دانستیم بحث خود را از تعریف معلم و معلمی آغاز کنیم.

معلــم کیست؟ معلمی چیست؟  آموزگار یا مُعَلِم کسی است که: کارش آموختن است و «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» شغل او محسوب شود.

شناخت کلمه آموزگار:

از آموزگار تعریف های زیادی در فرهنگ های مختلف آمده است. درفرهنگ فارسی عمید، آموزگار هم معنی با واژه‌هایی همچون: تعلیم دهنده، آموزاننده و معلم آمده است. (در واژه نامه دهخدا نیز آموزگار را به معنی آموزاننده، استاد و معلم معنی کرده اند.) در فرهنگ علوم رفتاری شعاری نژاد دو معنی از واژه آموزگار آمده است: کسی که دوره پرورش آموزگاری را تمام کرده است و برای آموزش به شاگردان یا دانشجویان دریک نهاد آموزشی پژوهشی، و پرورشی مشغول بکار شده است. در فرهنگ آکسفورد، آموزگار به کسی میگویند که “تدریس می‌کند، به ویژه تدریس در مکتب.

معلم حرفه ای کیست؟
معلم حرفه ای، کسی است که دانش و تجربه ی زیادی دارد و روش تدریس را خوب وارد است؛ یعنی اینکه میداند

۱-چه روش ها و فنونی را در تدریس بکار بگیرد؟ تا مخاطبینش خوب فرا بگیرد(دانش)

۲- می داند در کجا این روش و فنون را بکار گیرد(تجربه)

۳-و می داند این فنون و روش ها را چگونه استفاده کند؟(روش)

تاصنف فعال و اثر بخشی داشته باشد. معلمانی که هر سه ویژگی دانش، تجربه و روش را  باهم دارند، به آنان معلم حرفه ای میگویند ولی هر یک از ویژگی ها به تنهایی نمی تواند فردی را به معلمی حرفه ای تبدیل نماید. در واقع، آنچه که معلم حرفه ای را از سایر معلمان قابل تشخیص میکند، استفاده ی مناسب و بجا از روش های مطلوب تدریس میباشد…

به عبارت دیگر: معلم حرفه ای، کارآمد و اثربخش، فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت صنف درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب ‌کند.( در بحث شیوه های مدیریت، بیشتر به آن پرداخته شده است).

چه اینکه در بعضی از مواقع شرایط صنف ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن صنف خواهد بود.

۲۰۱۶۰۲۲۶_۱۱۲۴۵۱

معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در صنف جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعایت نکات زیر می‌تواند در کارآمدی ‌او موثر باشد.

  • قبل از شروع کلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌می سازد.
  • با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد صنف می شود.
  • شاگردان را از هدف آموزشی خود آگاه می سازد.
  • از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شده و متناسب با آن تدریس خود را شروع می کند.
  • در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده می کند.
  • شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب نموده و از یک روش تکراری استفاده نمی کند.
  • در هنگام تدریس با صدای یکنواخت صحبت نمی کند و با شاگردان تماس چشمی برقرار می کند.
  • هنگام تدریس از شاگردان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها می بپرسد.(روش تدریس شاگرد محوری)
  • به شرایط فیزیکی صنف از نظر( نور، صدا، گرما، چینش چوکیها، …) توجه نموده و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم می کند.
  • رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق می کند ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نمی نماید. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، …انتخاب نموده و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه می دهد.
  • در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت میگردد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر می دهد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده می کند.
  • به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه می کند. آنها را به اسم کوچک در سرصنف صدا می زند و با آنها ارتباط برقرار می کند
  • تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه می دهد.
  • دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب نموده و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود می آورد.
  • به نظرات شاگردان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا می دهد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام می دهد .
  • یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ایجاد می کند.
  • به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پیدا کرده و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری می کند.
  • میزانیادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در صنف ارزیابی می کند.
  • علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان می دهد و از آنها حمایت می کند.
  • شرایط بحث و گفتگو رافراهم آورده و از بیراهه کشیده شدن بحث جلوگیری می کند.

و در این صورت است که هرچه صنف درسی دوست‌داشتنی‌تر و جذابتر باشد، انگیزه شاگردان برای یادگیری بیشتر خواهد بود.

مدیریت رفتار با شاگرد درصنف درس ، معلم مهربان یا خشن؟!

اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با شاگردان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و شاگردانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود .

با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با شاگردان تقویت کنید:

  • وقتی شاگردان وارد صنف می شوند با آنها احوالپرسی کنید.
  • برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید.(از توجه به یک یاچند دانش آموز و نادیده گرفتن دیگران جدا خود داری کنید).
  • به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
  • به آنها مسئولیت بدهید.
  • حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید.
    • و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید شاگردان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید».

«موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با شاگردان وابسته است به هیچ مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک جنسن)

حریم معلم و شاگرد

یکی ازنکات مهم برای مدیریت و کنترل صنف توجه به وضعیت قرار گرفتن خود معلم و شاگردان در صنف است که خود معلم در کجای صنف حضور داشته باشد و نسبت به جای دانش آموزان چه تدابیری بیندیشد.

۱-جای شاگردان در صنف:

  • همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای شاگردان در صنف داشته باشید.
  • وقتی شاگردان قبول کنند که طبق برنامه شما سر صنف بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار صنف را شما تعیین می کنید.
  • شاگردان مشکل ساز را در همه صنف پخش نکنید.
  • اگر بخواهید شاگردان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
  • هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید.
  • دقت کنید شاگردانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند.

۲- جای معلم در صنف:

جای شما در صنف می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.

  • هنگام تدریس تمام مدت جلو صنف نباشید. اگر مدام جلو صنف بایستید سایر نقاط صنف به منطقه تحت کنترل شاگردان تبدیل می شود.
  • در تمام صنف حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای صنف اعمال کنید.
  • وقتی در جلو صنف قرار می گیرید در یکی از گوشه های صنف بایستید.
  • وقتی می خواهید رفتار شاگردی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
  • و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی شاگردان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».

چگونه شروع و پایان خوبی داشته باشیم؟

نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد را از قبل مشحص می کنید.

  • وقتی وارد صنف می شوید با لبخند به شاگردان سلام کنید فعالیتهای آن روز صنفتان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب شاگردان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
  • در آخر درس چنانچه صنف مطلوبی داشته اید به شاگردان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید.
  • و دست آخر اینکه:«وقتی شاگردان از صنف بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست».

چگونه فضایی از رفتار خوب و پسندیده ای ایجاد کنیم:

  • رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد .
  • با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از شاگردان توقع دارید به نمایش بگذارید .
  • با ملایمت رفتار شاگردانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید .
  • و دست آخر اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با شاگردی قطع کنید تا رفتار نامناسب شاگرد دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».

چگونه سرمایه گذاری کنیم تا سود ببریم

یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید.

  • اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت.
  • اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
  • اگر بپذیریم که شاگردان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
  • اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه شاگردان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود.
  • و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود شاگردان را به صنف خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.
  • ۲۰۱۶۰۲۲۶_۱۱۲۴۵۸

اصول مدیریت رفتار با شاگرد

۱.برای بروز رفتارهای خوب، برنامه ریزی کنید

برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که شاگردان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند.

دو عامل مهم، پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.

به جای اینکه روی اشتباه شاگرد تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.

۲. رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید.

هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای شاگرد روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که شاگرد می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب شاگرد بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد

۳. از زبان انتخاب استفاده کنید .

بر اساس اصولی عادلانه به شاگردان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشندبگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده اند ببینند(پاداش ویا تنبیه ).استفاده از جمله هایی که به شاگردان کمک کند تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید.

به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله توجه کنید:

رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری تنها گوشه صنف بشینی.

رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه صنف بشینی حالا از تو می خواهم درست تصمیم بگیری. متشکرم.

معنی جمله اول این است :اگه کاری را که من می گویم نکنی مجبورت می کنم .این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را انتخاب کنی
۴. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید.اعتماد پایه واساس کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد.

برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید استفاده کنید مثلا:

  • در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید.
  • در نحوه بر خورد و میزان انتظارات خود از شاگردان ثبات قدم داشته باشید.
  • به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل کنید از تک تک آنها در صنف حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو…..
  • به تک تک آنها توجه کنید.

۵ . الگوی همان رفتاری باشید که از شاگرد انتظار دارید
شاگردان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید. .یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند الگوی بسیار خوبی است.

۶ .مسائل مهم را پی گیری کنید

مشخص کردن مسائل مهم باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات شاگردان را زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و فضایی بسیار پر تنش را در صنف درس حاکم می کنید

  1. دوباره ارتباط برقرار کنید و رابطه را تصحیح کنید
    فقط در صورتی می توانید روی رفتار شاگردان تاثیر مثبت بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار شاگرد ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و رابطه شما را دچار تنش میکند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح رفتار شاگرد دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید .

به یاد داشته باشید که : «با این کار مستقیما رفتار خوب را به شاگرد نشان میدهید».
یکی دیگر از بحث های مهمی که مطرح است این است که چه طوری یک صنف منضبط داشته باشیم؟ برای پاسخ دادن به این سوال مطالب ذیل را یاد آور می شویم:

برنامه انضباطی ده مرحله ای

مرحله اول:وقتی شاگردان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید.

مرحله دوم :از الگو سازی مثبت استفاده کنید.
مرحله سوم :از روش نزدیک شدن به شاگرد استفاده کنید مثلا:متوجه می شوید یکی از شاگردان به صنف بی توجه است بنابراین در صنف قدم می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از شاگردانی که مشغول کار صنفی هستند تعریف میکنید . این کار شما باعث میشود آن شاگرد به کار صنفی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او تعریف کنید.

مرحله چهارم : برای تصحیح رفتار شاگردان از آنها سوال کنید.

مرحله پنجم : توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.
مرحله ششم : اول گفته شاگرد را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید .

مرحله هفتم : به روشنی قوانین صنف را به شاگردان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از عبارت قوانین ما استفاده کنید.

مرحله هشتم : انتخاب روشنی پیش پای شاگرد بگذارید.
مرحله نهم : طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست شاگرد واکنش نشان بدهید .

مرحله دهم : از شیوه های اخراج از صنف استفاده کنید.
ملاحظات مربوط به اخراج شاگرد از صنف

  • مسلما اخراج از صنف جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط صنف انجام می دهید باید این کار را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که رفتار یک شاگرد سلامت همصنفی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مکتب به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق را به کار گرفت.
    • چه نوع رفتارهایی اخراج شاگرد را از صنف ضروری می کند .آنها را لیست کنید؟
  • به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟
  • چطور باید شاگرد را از صنف بیرون کرد؟
  • و دست آخر اینکه : «اگر شاگرد از صنف بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی میتوان کمک گرفت»؟
  • شاگرد پس از اخراج باید کجا برود؟
  • نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می گیرد چیست؟
  • چه نکاتی باید در پرونده شاگرد درج شود؟
  • به چه کسی باید اخراج شاگرد را اطلاع داد؟
  • و دست آخر اینکه :« اگر مجبور شوید شاگردی را مرتب از صنف بیرون کنید چه باید کرد»؟

اخراج از صنف اولین پیامد بد رفتاری شاگرد است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج شاگرد به عنوان کسی که مجری این کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با شاگرد حرف بزنید.

  • در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود گرفت با هم صحبت کنید.
  • به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود.
  • برای جبران صنفی که از دست داده بر نامه ریزی کنید .
  • هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید .
  • ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید .

این نکته نیز بسیار مهم است که اخراج شاگرد را به والدین او ناظم و مدیر مکتب هم اطلاع دهید .

مجهز کردن جعبه ابزارمدیریت رفتار شاگردان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به یاد داشته باشید برای اداره صنف در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید :وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.

معلمان کارآمد قبل از دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط صنف را می سنجند و بر اساس آن مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند .

که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:

  • به هنگام توصیه به شاگردان به جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم )در پایان جمله استفاده کنید.مثال:
    رضا (مکث )خودکارت را روی میز بگذار وبه من نگاه کن .ممنونم.

وقتی در آخر جمله از واژه (متشکرم ) استفاده می کنید در واقع می گویید ( آنقدر مطمئنم در خواستم را انجام می دهی که از قبل ،از تو تشکر می کنم.)

  • پس از اینکه دستور شفاهی قاطع خود را که با (ممنونم ) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید : دیگر به شاگرد نگاه نکنید ، از او دور شوید وبه سایر شاگردان بپر دازید، به سراغ شاگردانی بروید که کارشان را خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید.
  • این روش شما که جزء ابزارهای جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی است که تصمیم می گیرید:
  • کدام رفتارهای دانش آاموزان را می شود نادیده گرفت و برای چه مدت ؟

۲- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟ (اغلب وقتی همه صنف متوجه این موضوع می شوند مناسب است.)
• گاهی اوقات وقتی مدام از شاگردان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که شاگردان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را حل کنند.

  • با بد رفتاری شاگردان مانند اشتباهی که به راحتی قابل اصلاح است برخورد کنید .راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید و سر زنش کنید.
  • در صحبت با شاگردان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به شاگرد بگویید چه کاری را نکند به او بگویید چه کاری را بکند. (مثال ) احتمال موثر بودن جمله ( رضا از تو می خواهم بگیری بشینی. متشکرم. )به مراتب بیشتر از جمله ( رضا لطفا توی صنف راه نرو..)
  • از دادن اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار شاگردان را تشویق می کنید که پا را از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا ! این سومین اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم! )
  • اگر خطر اینکه شاگرد با رفتار نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری توصیه تان نداشته باشید. اگر به شاگرد فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می دهید که در حضور هم صنفیهایش وجهه خود را حفظ کند.
  • وقتی شاگردی می گوید :مگه زوره ! یا ( نمی تونی به من زور بگی ! ) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید : من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم . مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین معلم و شاگرد لجوج می شود .واقعیت این است که شما نمی توانید شاگردان را وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم . به این ترتیب که :«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند».
  • بعضی شاگردان خیلی زود می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند. برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب شاگرد به چیز دیگری معطوف کنید.
  • برای اینکه شاگرد بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد . اگر برای انجام این فرایند به او فرصت لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند افزایش می دهید.www.zibaweb.com
  • یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه شاگرد را جلب کند. این پرسشها باعث
    می شود که شاگرد بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده بگیرد. به ندرت پیش می آید که شاگرد به (( چرا ))های شما جواب های با ارزشی بدهند. بهتر است توجه شاگردان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم : رضا !می بینم از سر جات بلند شدی . داری چه کار می کنی؟ رضا : هیچی. معلم : الان باید چه کار کنی ؟ رضا: نمی دونم . معلم : باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی تصمیم بگیر ، این تمرین را حل کنی . ممنونم.

خلاصه مطلب

  • داشتن رفتار مناسب را مهمترین وظیفه خود بدانید و آن را در راس امور قرار دهید .
  • برای شاگردان فعالیتهای روز مره روشن تعیین کنید و از این عمل برای مدیریت بهتر صنف درس استفاده کنید.
  • به شاگردان به طور فعال مسئو لیت هایشان را آموزش دهید.
  • حتی وقتی رفتار شاگردی مناسب نیست رفتارتان طوری باشد که حقوق اساسی خودتان و او را حفظ کنید.
  • – به شاگرد مرتبا باز خورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را با استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید.
  • به شاگردان یاد بدهید که به دستورها و توصیه هایتان توجه کنند.
  • آگاهانه از حرکات و اشاره هایی استفاده کنید که اقتدار و اعتماد به نفس شما را نشان می دهد.
    ۸- از روشهای مسالمت آمیز استفاده کنید.
    ۹- انتخاب های رفتاری روشنی در اختیار آنها قرار دهید تا برای تسلط روی رفتارشان تشویق شوند.
    ۱۰- از تمر کز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از شاگردان سر می زند خود داری کنید.
    ۱۱- از عزت نفس شاگردان حمایت و محافظت کنید.
    ۱۲- رفتار نامناسب را از رفتار کننده جدا کنید .
    ۱۳- به شاگردان فرصت بدهید تا بر رفتارشان مسلط شوند و بتوانند به توصیه های شما پاسخ مناسب بدهند.
    ۱۴- با قاطعیت موضوعات مهم را پیگیری کنید ولی نه با بی رحمی .

۱۵- مدام روابط کاری تان را با شاگردان هر چه بیشتر مستحکم کنید.

۱۶- موقع عصبانیت قضاوت نکنید . قبل از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.

خصوصیات یک معلم موفق:
۱ اسامی شاگردانتان را به سرعت یاد بگیرید.
۲)مشکلات انضباطی صنفتان را در خود صنف حل کنید.
۳)سعی کنید ویژگی های فردی شاگردانتان را بشناسید.
۴)از شغلتان بدگویی نکنید.
۵)به موقع و سر وقت در صنف حضور یابید.
۶)دلیل فرمان هایتان را به شاگردان بگویید.
۷)نشان دهید از تدزیس و کار با آنها لذت می برید.
۸)خوش برخورد و با حوصله و فروتن باشید و از مقررات خشک و خسته کننده دوری کنید.
۹)آنچه را که می خواهید شاگردانتان به آن عمل کنند واضح ،روشن و با قاطعیت بیان کنید .
۱۰)از شاگردانتان انتظارهای بیجا و توقع بیش از اندازه نداشته باشید.
۱۱)شاگردان را به سوال کردن تشویق کنید.
۱۲)در حضور دیگران شاگردان را سرزنش نکنید.
۱۳)به وعده هایتان دقیقا عمل کنید.
۱۴)با برنامه ریزی دقیق به صنف وارد شوید.
۱۵)به سوالات خصوصی شاگردان شکل عمومی دهید و سپس پاسخ دهید.
۱۶)مشورت و دریافت کمک از افراد متخصص یا ماهر یک مهارت است نه نشانه ضعف شخصی شما.
۱۷)شاگرد را به عنوان یک شخص مورد حمله قرار ندهید فقط به رفتارهای بد اعتراض کنید.
۱۸)بر برنامه ریزی درستان مسلط باشید و از شیوه های نو برای تدریس استفاده کنید.
۱۹)هر روز بر معلومات خود اضافه کنید و هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید.
۲۰)بیشتر به ریشه های بد رفتاری توجه کنید نه خود بد رفتاری.
۲۱)صمیمی باشید ولی جریان تربیتی را واژگون نکنید.
۲۲)نبض صنف را در دست داشته باشید.
۲۳)نصیحت بار آموزشی ندارد.

۲۰۱۶۰۲۲۶_۱۴۴۰۲۲

ویژگی های یک معلم خوب از دیدگاه ابن سینا:

۱- خردمند باشد و توان علمی داشته باشد: یعنی مهمترین خصیصه معلمی را که دانایی است دارا باشد و بر آنچه که آموزش می دهد تسلط علمی داشته باشد و بتواند پاسخگوی سوالات شاگردان باشد

. ۲- دیندار باشد: از دیدگاه تربیت دینی علی رغم اینکه بر دانایی معلم تاکید می گردد، با این وجود آن را شرط کافی برای نشستن بر کرسی معلمی نمی داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری شاگردان قرار می دهد، ادب، اخلاق و تقوای اوست. بنابراین منظوراز دینداری و دارا بودن این خصوصیات عالی، رفتاری است که لازم است شخصیت و منش معلم به آنها آراسته گردد آنچه را بر زبان می آورد در عمل هم باید پیاده کند.

علی(ع): کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم. مردم را با عمل تان دعوت کنید و فرا بخوانید نه با حرف تان. استاد که خودش حجاب را رعایت نمی کند نمی تواند دیگران را به رعایت حجاب دعوت کند. موهای خودش از زیر مقنعه زده بیرون جوراب نازک و بدن نما به تن می کند چادر نمی پوشد و..نمی تواند دیگران را به این مسایل دعوت کند.

یا در میان مردان معلمی که موی سرش از همه بلند تر و یا مدل اروپایی زده بولیز بدن نما و یا بی استین به تنش می کند جوراب نمی پوشد ظاهرش آراسته نیست نمی تواند شاگردانش را به رعایت موارد فوق الذکر دعوت کند.

معلمی که در صنف فحاشی می کند هرچه از دهنش بیرون می آید نمی تواند شاگردان را به ادب و عفت زبان دعوت کند.

و….

۳– آشنا با تربیت کودک باشد: بدون شناخت ویژگی های رشد و نیازها و خواسته های کودک در مراحل مختلف سنی و بدون آشنایی با چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن کودک و دیگرابعاد شخصیتی او امکان تعلیم و تربیت وجود نخواهد داشت. معلم باید کودک را بشناسد و راههای تامین نیازهای عاطفی، اجتماعی وعقلی او را بفهمد.

۴- باوقار و سنگین باشد: شغل معلمی به مانند دیگر شغل ها نیست، او با کرامت انسان سروکار دارد. اگر با وقار و با هیبت نباشد در چشم شاگردان کوچک جلوه می کند، در این صورت احترام و اعتماد از او سلب می شود. وقار و سنگینی و برخوردهای همراه با ادب و بیان سخنان حکیمانه، معلم را در نزد شاگردان بزرگ و قابل اعتماد می سازد و به عنوان الگو و تکیه گاه شاگردان محسوب می گردد.

۵- با مروت و با گذشت باشد: حافظ می گوید:

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش و بینوا را

این ویژگی نیز از این جهت مهم است که معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد، کسی که سخت دل و سنگدل است، نمی تواند با روحیه لطیف و ظریف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم باید نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجایی که کودکان به علت کمی تجربه و کوچکی ظرفیت روانی خطاهای بسیاری را مرتکب می شود، معلم باید دارای روحیه گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگی را در مواقع لزوم و برای تادیب کودک در نظر داشته باشد. تمام انبیاء و اولیاء الهی یکی از راز و مرز موفقیت های شان عفو وگذشت ایشان از خطای دیگران بوده است.(پیامبر و شخصی که همیشه به و اهانت می کرد).

.۶- پاکدامن باشد: این اصل از آنجا ناشی می شود که کودکان به معلم خود بسیار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامنی او شک نمی کنند، لذا معلم باید از این اعتماد شاگردان در جهت تادیب آنها بهره جوید و حتی در اندیشه خود آنچه را که خلاف عفت و پارسایی است، نگذارند. فراموش نکنیم کوچکترین خلاف معلم در این راستا ضربه ای بر پیکره کودک می زند که قابل جبران نخواهد بود.

– نظیف باشد: این اصل از این یافته روانشناسی ناشی می شود که کودکان قبل از آنکه به مرحله تفکر منطقی و تفکر انتزاعی برسند در مرحله حسی- حرکتی قرار دارند؛ یعنی ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست. کودکان دبستانی افراد را از وضع ظاهرشان ارزیابی می کنند، در واقع معلمی که سر و صورت و لباسش مرتب، تمیز و شیک است در نظر کودکان فردی بزرگ و قابل احترام است و فردی که تمیز و نظیف نباشد، از او دوری می کنند و حرفهایش را جدی نمی گیرند و اگر کودکان او را الگوی خود قرار دهند، کودکانی بار خواهند آمد که نسبت به نظافت و بهداشت فردی بی مسئولیت خواهند بود.

۸- راه معاشرت را بداند: این ویژگی از اصل تفاوت های فردی ناشی می گردد. روانشناسی امروز در شناخت توانمندی های روحی و روانی آدمی معتقد است که افراد دارای الگوهای متفاوتی در رفتار هستند، زیرا محیط ژنتیکی و محیط اجتماعی کودکان و پایگاه های فرهنگی واقتصادی آنان با یکدیگر متفاوت است. حتی کودکان دوقلوی همسان با هم برابر نیستند. بنابراین معلم باید بداند که با هر کودک چگونه باید برخورد و معاشرت نماید. نسخه یکسان پیچیدن برای همه در سیستم تعلیم و تربیت جواب نمی دهد. از طرف دیگر معلم باید بداند که کودک را چه وقت تشویق و چه وقت تنبیه کند و زمان و مکان مناسب برای تعلیم و تربیت را بشناسد .

اهمیت و ضرورت مدیریت و انضباط صنف

بدون شک به منظور تدریس ونیل به اهداف آموزش و پرورش ، وجود شرایطی لازم می باشد ، از جمله این شرایط می توان به نظم حاکم بر صنف به عنوان فاکتری مهم اشاره نمود،

زیرا صنفی که در آن اولین گام یادگیری (یعنی نظم وانضباط  و مشارکت در فعالیت و جلب توجه فعال شاگردان) اعمال نگردد، به یقین نتایج مطلوبی نخواهد داشت. روش های صنف داری ونظم صنف در ایجاد انگیزه برای یادگیری شاگردان بسیار موثر می باشد.

اهداف می توانند به وسیله روش ها تحت تاثیر قرار گیرند.( ۱۹۹۹،rozyck) بنابراین اعمال روش های درست تدریس و سبک های مناسب مدیریت با توجه به شرایط صنف ، امکانات آموزشگاه ، توانایی معلم و نوع کتاب و محتوای درسی ، متفاوت میباشد.

عوامل موثر بر مدیریت صنف را در سه قسمت به شرح زیر طبقه بندی می نماییم .

الف: ویژگی های شخصیت معلم:

بدون شک شخصیت و یا ویژگی های شخصیتی معلم ، یکی از عوامل بسیار مهم در نظم دهی صنف می باشد. معلمی که:  

۱-ظاهرآن آراسته می باشد

۲- مثبت نگر و خوش اخلاق است

۳-به توانایی های ذهنی ، جسمی، عاطفی و تفاوت های فردی شاگردان آگاهی دارد

۴- شرایط فیزیکی صنف را از قبل آماده می سازد

۵- مهارت ارزشیابی و پرسش کردن را میداند

۶- شاگردان را دوست دارد و به کارش علاقه نشان میدهد

۷- با ایمان ،راستگو ، صادق و خوش بیان می باشد و در کارش مسلط است

معلمی با این ویژگی با معلمی که این ویژگی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ها را ندارد ، مسلمآ بسیار متفاوت است بنابر این معلمین باید این صفت را در خود آشکار نمایند و در تمهیدات اشتغال به حرفه ی مقدس معلمی ،این وی‍‍‍ژگی ها را در خود متبلور سازند .

ب: روش های تدریس معلم ؛

ج: استفاده از فنون تدریس .

  ب)روش های تدریس(لکچری، پرسش و پاسخ و شاگرد محوری و…)

بسیارند معلمینی که این جمله را بیان می دارند که ” این روش تدریس را نمیتوان در صنف ها به کار برد ” دلیل گفتن این جمله اعتراضی این است که ایشان ، هنوز آگاهی ندارند که هر روش تدریس کارآیی خاص خود  دارد و از یک روش تدریس نمی توان برای آموزش همه دروس و یا در همه صنف ها استفاده نمود . همچنین بعضی اذعان می دارند که اجرای بعضی از روش های تدریس ، باعث شلوغی و بی نظمی صنف می گردد .

در توضیح این مطالب شایان ذکر است که یک معلم باید با توجه به شرایط صنفی- امکانات و تجهیزات توانایی های خود و شاگردان و محتوای کتب درسی یک روش مناسب انتخاب نماید و در صورتی که روش تدریس معلم مناسب نباشد باعث سردر گمی شاگردان ، شلوغی صنف و اتلاف وقت خواهد شد . بنابر این لازم است که یک معلم نسبت به الگوها ،روش ها و راهبردهای فنون تدریس ،آگاهی های لازم را داشته باشد تا به موقع و در جای مناسب از هر کدام از روش ها و فنون ،با موقعیت بهره مند گردد . 

یکی از دلایل عدم استفاده از روش های فعال تدریس توسط معلمان محتوای کتب درسی می باشد . تحلیل محتوای کتب درسی دوره ی لیسه نشان می دهد که تنها ۳۷ درصد معیار های روش های تدریس فعال و کتب درسی این دوره اعمال گردیده است بنابر این ضرورت دارد که یک معلم در طراحی آموزشی تدابیری بیاندیشد تا شاگردان را با مفاهیمی که ارائه گردید آشنا نموده . و امکان بر هم زدن نظم صنف را از شاگردان خاطی سلب نماید، همچنین ضروری است که محتوای کتب درسی با توجه به چگونگی آموزش و اعمال روش های تدریس فعال باز نگری گردد .

ج) فنون تدریس 

تدریس به مجموعه اعمالی که معلم برای جلب توجه شاگردان به تدریس اثر بخش و کارآمد تر اجرا می نماید ، گفته میشود. آشنایی و آگاهی نسبت به فنون  تدریس و اعمال آنها در صنف درس توسط معلم ، باعث می شود،وی بدون استفاده از خشونت و تنبیه بدنی ، صنف را مدیریت نموده و نظم را حاکم سازد ، از جمله فنون تدریس می توان موارد زیر را بر شمرد

 ۱-   تدبیر منفی

تدبیر منفی یکی از تکنیک های خانواده درمانی است و معلم به منظور ساکت کردن صنف و یا جلب توجه شاگردان از آن استفاده می نماید بدین صورت که وقتی صنف شلوغ میشود معلم طنین شادی صدای خود را کم کرده و بغض صدایش را افزایش می دهد و با این روش به صنف نظم می بخشد.

۲-    کم وزیاد کردن تن  صدا

به منظور جلب توجه شاگردان و وادار کردن آنها به گوش دادن ،معلم باید با صدای یکنواخت صحبت نکند، نوسانات صدای خود را کم و زیاد نماید تا شاگردان شنونده فعالی شوند.

۳-    حرکت های معلم

بین حرکتهای معلم وتوجه شاگردان رابطه مستقیم وجوددارد. هر چه حرکات هدفمند معلم و حرکت کردن  به آخر صنف و بر گشتن و حرکات پایین صنف معلم بیشتر باشد ، معلم بر صنف مسلط تر خواهد داشت و شاگردان بیشتر به او توجه خواهند کرد ودر نتیجه یادگیری بهتر صورت میگیرد .

۴-   تاکید روی بعضی از مفاهیم و کلمات

” نگاه کنید ، دقت کنید ” ، این کلمات خیلی مهمند و تکرار بعضی افعال و کلمات از جمله نکاتی است که به خاطر تاکید معلم ، توجه شاگردان را جلب می نماید.

۵-   اشارات معلم

بعضی از ایما ها و اشارات معلم ، باعث دقت بیشتر شاگردان می شود؛ حرکات دست ، چشم ،ابرو ، دهان ، انگشتان و سر ، مشتمل برا ین حرکات است .

۶-   مکث های به موقع و هد فمند

برخی معلمان در حین توضیح دادن و یا سخنرانی با مکث های به موقع حواس شاگردان را به مفاهیم جلب می نمایند، و سر و صدای شاگردان را کاهش می دهد. و صنف را اداره می نمایند .

تشویق

۷-  تشویق و تمجید شاگردان

یکی ازفنونی که به عنوان ابزاری موثر دراختیار معلمان می باشد ، تشویق و تمجید است؛ البته تمجید عملکرد شاگردان، با ارزش تر از تشویق آنان است ، زیرا تشویق شاگردان باعث به وجود آمدن آموزش و پرورش سود گرایانه می گردد. همچنین معلم می تواند با توجه به سن شاگردان از تقویت پته ای نیز بهره ببرد .ویا از کارتهای تلاش ، امتیاز و کارت جایزه بدین منظور استفاده نماید . استفاده ی فاصله ای و نسبی متناوب از این ابزار ،اثر بخشی آن را ارتقا می بخشد.

۸- نگاههای معنی دار

گاهی  نگاههای معنی دار معلم به شاگردی که به درس توجه ندارد و یا سروصدا می کند،باعث کاهش رفتار نا به جای او می گردد .همچنین با عصبانیت نگاه کردن به شاگردانی که برای صنف مزاحمت ایجاد کرده اند ؛باعث می شود شاگرد وادار شود به درس های معلم گوش دهد .

۹-ضربه زدن به میز و صندلی

گاهی معلم با ضربه زدن به میز یا تابلوی صنف ،توجه شاگردان به مطالب و مفاهیمی که ارائه می شود  جلب می کند.

۱۰-تدوین قانون و مقررات صنف

تدوین قوانین صنفی و تشریح آن برای شاگردان و آگاهی دادن به آنها باعث ایجاد نگرش می گردد و در نهایت موجب عملکرد مثبت فردی و گروهی می شود . لذا معلمان باید در تدوین مقررات صنف به خصوص در روزهای اول دقت کافی داشته باشند.

نتیجه گیری: به طور خلاصه می توان گفت : به منظور ایجاد نظم و تغییر مدیریت صنفی ، سه شرط لازم است ،و این شروط عبارتند از :روش تدریس مناسب ،ویژگی های شخصیتی معلم و استفاده از فنون تدریس ،هر کدام از موارد ذکر شده به صورت مهندسی شده و کاربردی، در این مقاله توصیف و تبیین گردید.

شیوههای مدیریت صنف

معلمان بر رفتار اجتماعی و یادگیری دانشآموزان نیز از طریق انتخاب فعالیتها و نحوهی سازمان دادن برای انجام فعالیتها نظارت دارند.

معلمان از دونوع نظارت بهره میجویند:

۱ـ نظارت بر صنف از راه فعالیتهای آموزشی

۲ـ نظارت بر رفتار اجتماعی در صنف (برقراری انضباط)

اغلب این دو نظارت از هم جدایی ناپذیرند، اما معلمان میتوانند با هر نوع فعالیت آموزشی و یادگیری نوعی نظارت را بر دانشآموزان اعمال کنند.

شیوههای نظارت برصنف از راه فعالیتهای آموزشی

۱ـ تلاش در اجتماعی کردن دانشآموزان با توصیه برخی نقشهای آنان و منع برخی دیگر.(مثلا به بچه ها تکالیف صنفی را به صورت گروهی بدهیم. و از تک روی های ایشان جلوگیری کنیم.

مثلا بحث مان آب و هوای افغانستان است. به هر گروه یک نوع آب و هوا را واگذار می کنیم که رویش مطالعه نموده و بیایند پای تخته توضیح دهند. و..)

۲ـ سازمان دادن به فعالیتهای گروهی دانشآموزان مانند ابراز عقیده و دفاع از آن، پیگیری یک بحث وحل مسأله و…

۳ـ تعیین فعالیتها با وقت معین و محدود.

۴ـ وادار ساختن دانشآموزان به یادداشت برداری، تهیه کار برگ با نتایج مشخص و قابل پیش بینی.

۵ـ دربارهی نتایج کارها، اطلاعات تمام را در اختیار دانشآموزان قرار دادن.

۶ـ اگر معلم متوجه شود که صنف او در حال شلوغ شدن است باید مکث کند، خیره شود، به آرامی صحبت کند و نوع فعالیتها را تغییر دهد.

۷ـ در صنف که نظم و انضباط سالم برقرار است معلم دستور نمیدهد، بلکه رفتارهای ناپسند دانشآموزان را از طریق فرایند حل مسأله هدایت و اصلاح می‏کند.

سبکهای مدیریت در صنف

سبک معلم، مجموعهای از رفتارها و دیدگاههایی است که وی برای به وجود آمدن بهترین وضعیت ممکن برای انجام آموزش به کار میگیرد. نقش اولیه معلم هنگام انجام فعالیت آموزشی، نقش مدیریتی است .

معلم موفق کسی است که میتواند یک موقعیت را ارزیابی نموده، با آگاهی نسبت به اهداف آموزشی و شرایط محیطی، عاطفی و متفاوت سبکهای مناسب را در صنف تجربه کند و با بهره گیری از تجارب خود بهترین ومناسب‎‎ترین سبک را با توجه به هدفها و انتظارات برگزیند.

در این راستا، سبکهای مدیریتی زیر مورد توجه قرار میگیرد:

۱ـ سبک مدیریت مقتدرانه ـ استبدادی

معلمی که در مدیریت صنف خود از سبک مقتدرانه ـ استبدادی استفاده می‏کند،

۱-دانشآموزان را بسیار محدودند

۲-دانشآموزان غالباً در تمام مدت آموزش در صندلیهای خود مینشینند.

۳- میزها و صندلیها معمولاً در یک ردیف و به صورت سنتی چیده شدهاند و هیچ انحرافی در چیدن میزها وجود ندارد.

۴-این معلم به ندرت اجازه خارج شدن از صنف را به دانشآموزان میدهد

۵- هیچ عذری را برای غیبت نمیپذیرد.

۶-غالباً صنف او آرام است.

۷-دانشآموزان میدانند که نباید مزاحم معلم شوند. آنان نباید هیچ صحبت و یا بحثی در صنف داشته باشند.

نتیجه این نوع مدیریت این است که:

دانشآموزان معلم مقتدر:

  • فرصتی برای یادگیری تا تمرین مهارتهای ارتباطی ندارند.
  • این معلم انضباط سخت را ترجیح میدهد و انتظار اطاعت محض دارد.
  • ایستادن در برابر این معلم، منجر به نگهداری دانشآموز در مکتب یا ارجاع موضوع به دفتر مدیر مکتب میشود،
  • در این صنف دانشآموزان دستورها رامستقیماً دریافت میکنند و حق هیچ گونه سؤالی ندارند.
  • در نهایت، هیچ گونه نشانی که این معلم مقتدرـ مستبد، از دانشآموزانش حمایت کند وجود ندارد.
  • دانشآموزان چنین معلمی به ندرت تشویق میشوند یا جایزه میگیرند.
  • هم چنین او هیچ کوششی برای سازماندهی فعالیتهای آموزشی در صنف انجام نمیدهد و این احساس را دارد که موارد ذکر شده مانع یادگیری دانشآموز میشود.
  • وی اعتقاد دارد که دانشآموزان باید فقط به سخنرانی او برای کسب اطلاعات ضروری گوش دهند. احتمالاً دانشآموزان صنف او از شروع فعالیت بیزارند، برای این که آنها احساس ضعف میکنند و اعتماد به نفس لازم را ندارند. این معلم به دانشآموزانش میگوید چه کار کنند و چه وقت کار کنند. او خود تمام تصمیمات صنف را میگیرد. بنابراین سبک مدیریت او به ندرت باعث پیشرفت انگیزه یا تنظیم اهداف مشخصی میشود.

۲ـ سبک مدیریت اقتدار گرایانه ـ مشاورهای

در این سبک

۱-معلم محدودیتها و کنترلهایی برای دانشآموزان وضع نموده است، اما هم زمان استقلال فردی را تشویق می‏کند.

۲- این معلم اغلب دلایل وضع قوانین و تصمیمات را توضیح میدهد.

۳-اگر دانشآموزی مزاحم صنف است، مؤدبانه، اما سخت و محکم، او را سرزنش می‏کند.

۴-این معلم بعضی اوقات قوانین انضباطی خارج از صنف را وضع می‏کند.

۵-شرایطی برای تعامل زبانی بین دانشآموزان، نظیر بحثهای انتقادی را فراهم میکند.

۶-دانشآموزان میدانند که میتوانند هنگام تدریس معلم از او سؤال کنند. این محیط فرصتهایی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی فراهم میآورد.

نتیجه این نوع مدیریت:

۱-معلم در این سبک، نگرش مثبتی درباره دانشآموزان، شرح علایق و احساسات آنها دارد.

۲- صنف او با تشویق و جایزه توأم است.

۳- او غالباً روی تکالیف دانشآموزان توصیههایی مینویسد و باز خورد مثبت به دانشآموزان میدهد.

۴- این معلم اقتدارگرا،اعتماد به نفس شایسته اجتماعی را تشویق می‏کند و انگیزه پیشرفت سطح بالا را پرورش میدهد. غالباً او دانشآموزان را از طریق پروژهای هدایت می‏کند.

۵- دانشآموزان درباره چنین معلمی میگویند: «این معلم را دوست داریم، او منصف است و میفهمد که دانشآموزان نمیتوانند بی نقص باشند. او معلمی است که شما میتوانید بدون هیچ گونه خجالتی مسائل و مشکلات را با او در میان بگذارید».

۳ـ سبک مدیریت آزاد منشانه

۱-معلم آزادمنش کنترل و محدودیت کمی بر دانشآموزان دارد.

۲- اوتلاش می‏کند به احساسات دانشآموزان آسیبی نرساند ودر گفتن نه یا تحمیل قوانین به دانشآموزان مشکل دارد.

۳-اگر دانشآموزی مزاحم صنف میشود، ممکن است فرض کند که او توجه کافی به دانشآموز نداشته است

۴-وقتی دانشآموزی حرف او را قطع می‏کند، او بر این باور است که دانشآموز مطمئناً چیز با ارزشی برای گفتن در صنف دارد.

۵- چنین معلمی انضباط پیشنهادی رامی پذیرد، با دانشآموزان سر و کله میزند و خیلی مراقب آنهاست.

۶- او بیشتر متوجه احساسات دانشآموزان است تا اینکه آنها را کنترل کند.

۷-بعضی اوقات تصمیمگیریهای صنفیاش را بیشتر بر اساس احساسات دانشآموزان تنظیم می‏کند تا بر مسائل آموزشی. او میخواهد دوست دانشآموزان خود باشد. او حتی ممکن است روابط خارج از صنف را تشویق کند. او یک مشکل زمانی برای تنظیم مرز میان زندگی حرفهای و زندگی خصوصی دارد. به هر حال، این آزادی بیش از حد در صنف، به مهارت و شایستگی اجتماعی و کنترل شخصی میانجامد.

یادگیری مهارتهای اجتماعی برای دانشآموزانی که معلم آنان خیلی آمرانه عمل می‏کند، بسیار مشکل است.

نتیجه:

دانشآموزان غالباً این نوع معلم را دوست دارند. یک دانشآموز مکتب متوسطه درباره این معلم میگوید: «این معلم محبوب همه است، دانشآموزان مجبور نیستند همواره در صنف جدی باشند. بعضی اوقات اوضاع از کنترل خارج میشود و ما اصلاً چیزی یاد نمیگیریم».

۴ـ سبک مدیریت بی تفاوت

۱-معلم بیتفاوت خیلی درگیر صنف نمیشود.

۲- این معلم تقاضای کمی دارد و به صنفهایش علاقهای نشان نمیدهد.

۳-معلم بی تفاوت نمیخواهد بردانشآموزان نفوذ داشته باشد.

۴-به این ترتیب، او احساس می‏کند که آمادگی صنف ارزش تلاش و کوشش را ندارد.

۴- او اغلب از همان مواد آموزشی سالهای قبل استفاده می‏کند.

نتیجه:

۱-هم چنین نظم وانضباط کمی در صنف چنین معلمی وجود دارد.

۲-این معلم ممکن است فاقد مهارتها و شایستگیهای لازم باشد.

۳- دانشآموزان نگرشهای معلم بی تفاوت را احساس و درک میکنند.

۴-در صنف چنین معلمی یادگیری خیلی کم صورت میگیرد. هر کس در صنف حرکت و زمان راتلف می‏کند.

۵-در یک چنین محیطی دانشآموزان فرصت خیلی کمی برای مشاهده یا تمرین مهارتهای اجتماعی دارند. با توجه به انتظارات کمی که از آنها میرود، نظم وانضباط در چنین صنفی خیلی کم است. دانشآموزان انگیزه اندکی برای پیشرفت دارند و از نظر کنترل شخصی کمبود دارند.

۶-دانشآموزی درباره صنف چنین اذعان می‏کند: « این معلم نمیتواند صنف را کنترل کند و ما هیچوقت چیزی در آن جا یاد نمیگیریم.

۷- تکالیف سختی در صنف گفته میشود و افراد به ندرت کتابهایشان را همراه میآورند».

چنین معلمی هر سال از طرح درسهای مشابه و یکسان برای همه درسها استفاده می‏کند. هیچ وقت زحمت به روزکردن آنها را به خود نمیدهد. برای او روزها مثل هم هستند. هنگام تدریس، نخست بیست دقیقه از وقت صنف را به روش سخنرانی اختصاص میدهد. بعضی اوقات او میخواهد فیلم یا اسلاید نشان دهد وقتی این کار را می‏کند، آنرا جانشین سخنرانی خود نماید. اگر زمانی باقی مانده باشد، به دانشآموزان اجازه میدهد به آرامی مطالعه و با یکدیگر صحبت کنند. آنان دردسری برای او ایجاد نمیکنند و به ندرت متوجه میشود که مسؤول تعلیم و تربیت دانشآموزان است.

شرایط و ویژگی های یک تدریس اثر بخش و راهکارهای کاربردی اجرای آن ها

هدف از یک تدریس اثربخش فقط انتقال اطلاعات علمی نیست، بلکه نتایج حاصله ی از آن را نیز باید گسترش داد. برای رسیدن به این هدف معلمین با عشق وعلاقه وبرخورداری از شخصیت معنوی وبرجسته وآشنا با اصول وروش های علمی بردل وجان فراگیران خود نفوذ نموده واستعدادهای بالقوه آنان را پرورش داده وشکوفا نمایند.
دراین مقال ابتدا می پردازیم به:

  • مفهوم تدریس.
  • شرایط ویژگیهای یک تدریس اثربخش که عبارتند از:

الف)آمادگی معلم

ب)داشتن پلان درس

ج)استفاده از شیوه های مناسب تدریس

د) مشارکت دانش آموزان درفرایند یادگیری

ج)تسلط برمطالب تدریس

د)مدیریت زمان و…….

۳- تشریح ورهنمودهای لازم معلمان برای داشتن تدریس موفق وفعال.
قرآن کریم درشش آیه ، از کتاب آسمانی ،به عنوان کتابی که تدریس و آموزش داده می شود ، یاد کرده است ازجمله می فرماید:
« کونواربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب وبما کنتم تدرسون »(آل عمران /۷۹) یعنی (حضرت عیسی (ع)می فرماید) شما به سبب آن که کتاب آسمانی را آموزش می دهید وبین خود تدریس می نمایید ،ربانی باشید.
پیچیدگی رفتار انسان درکلاس ونقش آن درتحقق اهداف آموزشی از سال ها پیش توجه صاحب نظران عرصه تعلیم وتربیت رابه خود جلب کرده است باگذشت سال ها مطالعه و تجربه به این نتیجه رسیده اند که دستیابی به اهداف آموزشی ،زمانی امکان پذیر است . که منابع انسانی دانا،متخصص وبا انگیزش کافی، بادر اختیار داشتن منابع لازم، هدایت ورهبری کلاس را به عهده بگیرد .معلمان درکلاس باید از فن رهبری در به کارگیری روش های صحیح درتحقیق اهداف آموزشی آگاه با شند تا استفاده ازروش ها وفنون صحیح ومناسب نتایجی مطلوبی راعاید کنند.
اگر باور داریم که جوامع بشری به طور مدام دستخوش تغییر وتحول است،باید قبول کرد که این تحولات ناشی از دگرگونی هایی است که درنظام آموزشی صورت می گیرد.درچنین جوامعی تنوع وپیچیدگی نیازها بیشتر گشته وبرای ارضای این نیازها، به علوم وفنون پیچیده ترین نیاز است وبدیهی است که کسب علوم وفنون درسایه ی روش های پیچیده امکان پذیر خواهد بود،بنابراین وظیفه ومسئولیت معلمین روز به روز سنگین تر می گردد،چرا که روش های سنتی .متداول تدریس قادر به هدایت افراد به سوی یک تحول عمیق نخواهندبود.
حالا دیگر نباید باسخنرانی های طولانی وخسته کننده وبا تعیین تکالیف پیچیده ویا با تهدید واضطراب وتحقیر وسرزنش فراگیران، اسباب تنفر ومدرسه گریزی را در آنان فراهم نمود. دیگر نمی توان با انتقال صرف معلومات به ذهن فراگیران انان رابه یادگیری حفظی وطوطی وار عادت داد، بلکه باید با آموزش چگونه آموختن وچگونه اندیشیدن، کیفیت تفکر را در آنان قوت بخشید اگر هدف از تدریس افزایش کیفیت تفکر در فراگیران باشد، دراین صورت آنها رابایستی به طور عملی درگیر جریان فکر کردن درکلاس های درسی نمود.

حال باید به امید اثر بخش نمودن فرایند تدریس کمرهمت بست وکارتدریس رانه فقط انتقال اطلاعات علمی ،بلکه به نتایج حاصله از آن نیز گسترش داد وبرای رسیدن به این هدف باید معلمین با عشق وعلاقه وبا برخورداری ازشخصیت برجسته وبا آشنایی اصول وروش ها وسایر مهارت های آموزش وپرورش، بردل وجان فراگیران خود نفوذ کرده ودر پرورش وشکوفایی استعداد های آنان کوشاباشند.

درفرایند تدریس آنچه به معلم کمک خواهدکرد تا بتواند یک تدریس موفق داشته باشد،میزان شناخت معلم از توانایی های خود ازیک طرف و آگاهی معلم از روند علمی نهفته در فرایند تدریس از طرف دیگر می باشد.

مقاله ی حاضر درنظر داردتا شرایط ویژگی های یک تدریس اثر بخش رابررسی نماید.
مفهوم تدریس:
طبق نظر براون،درس دادن هرچه باشد تلاشی است چند جانبه که شامل اطلاع رسانی ، پرسش وپاسخ ،توضیح دادن ، گوش دادن، تشویق وترغیب کردن ومجموعه ای از فعالیت های دیگر می شود.

بعضی از صاحب نظران معتقدند که تدریس عبارت است از هر فعالیتی از جانب یک فرد که به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگری انجام می شود.
بعضی دیگر معتقدند که تدریس عبارت است از کاربرد عملی اصول وتئوری های تعلیم وتربیت در جریان آموزش به منظور کسب مهارت های علمی تدریس واخذ کفایت وشایستگی عملی .
تدریس دو مفهوم دارد.زمانی که معلم درکلاس همه کاره است وفراگیران نقش فعال وموثری در فرایند تدریس ندارند .این یک مفهوم بسته ازتدریس است. وزمانی که مشارکت درفرایند تدریس، بیشتر به فراگیران مربوط است ووظایف بین معلم وفراگیران تقسیم می شود ونهایتاً تدریس را به سمتی سوق می دهد که از طریق تعامل انجام پذیرد. یک مفهوم باز از تدریس است .

تدریس اثر بخش

شرایط یک تدریس اثر بخش:
مهمترین وظیفه معلم ایجاد شرایط یادگیری است .برای مشخص کردن شرایط یادگیری، یادگیری انواع روش ها وکاربرد آن ها برای اهداف متنوع آموزشی لازم وضروری است.
و آن چه مهم تر از یادگیری روش های تدریس است، آگاهی از نحوه یادگیری دانش آموزان وکارکرد مغز آدمی است(کلهر۱۳۸۶) روش های سنتی ومتداول تدریس قادر به هدایت افراد به سوی یک تحول عمیق نخواهد بود بدیهی است چنانچه معلمانی کارآمد الگوی دانش آموزان باشند، راه پیشرفت وترقی هموارتری فراروی آنان خواهد بود.
تدریس کارآمد وموثر یکی از شاخص های آموزش وپرورش پویا می باشد.معلمان درکلاس های درسی جهت تدریس و آموزش مطالب ومحتوای کتاب های درسی از روش ها وشیوه های خاصی استفاده می کنند.این روش ها(روش های تدریس) درکل به دو دسته:

  • روش های سنتی نظیر سخنرانی و….
  • روش های فعال نظیر بحث گروهی ، حل مسأله ، اکتشافی، یادگیری درحد تسلط و….. طبقه بندی می شوند.هر کدام به شیوه ی خاص خود وبا توجه به موضوعات درسی به کاربرده می شوند.

ومعلمان موفق هستند که شاگردان خود مطالب شناختی واجتماعی رابه خوبی عرضه می دارند ونحوه ی کارگیری موثر از آنها را می آموزند. راهکارهای کاربردی یک تدریس اثر بخش 
معلمانی تدریس اثر  بخش دارند که به گونه ای مناسب ،اهدافی را که مستقیم یا غیر مستقیم با یادگیری دانش آموزان مرتبط است، دنبال می کنند.وجهت دستیابی به اهداف آموزشی دانش ومهارت های مورد نیاز رابه دست می آورند تا بتوانند از آن ها درزمان مناسب به شیوه ی مطلوب مورد انتظار به کارگیرند.که در اینجا بعضی از ویژگی های یک تدریس اثر بخش رایادآورمی شویم.
۱– آمادگی کامل :
معلم برای یک تدریس خوب ، خود از یک طرف باید از نظر جسمی ،روحی وروانی وعلمی آمادگی داشته باشندوازطرف دیگر مقدمات لازم برای استفاده از زمان تدریس رابا آماده کردن شاگردان وفضای کلاس فراهم کند تا از این طریق کلاس درس به نحو مطلوبی اداره شود.
 ۲- داشتن پلان درس:
طراحی آموزشی یا پلان درس ،شامل تصمیم گیری درمورد عناصر برنامه وارتباط آن ها با یکدیگر است.پلان درس چار چوب کاری معلم را معین می کند. وهدف از پلان درس ،استفاده بهینه از زمان، تصمیم گیری درمورد مضمون ومراحل تدریس وایجاد شرایط لازم شکل بخشیدن به یادگیری است.
۳- استفاده ازشیوه های مناسب تدریس:
یکی از متخصصان امور تعلیمی می گوید: اثر بخش ترین معلمان، کسانی هستند که می توانند روش های تدریس خود را تغییر دهند، یعنی روش های تدریس آن ها، آن قدر انعطاف پذیر است که می تواند به سهولت با موفقیت های مختلف تطبیق پیدا کند.

الف)روش کنفـــــرانس ( گــــرد هم آیی )

«این روش با روش سخنرانی تفاوت دارد زیرا در روش سخنرانی، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حالیکه در این روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوری و ارائه می گردد. این روش می تواند مشخص کند که دانش آموزان تا چه اندازه می دانند. این روش یک موقعیت فعال برای یادگیری به وجود می آورد. نقش معلم در کنفرانس صرفاً هدایت و اداره کردن جلسه و جلوگیری از مباحثاتی است که منجر به انحراف از موضوع کنفرانس و روال منطقی آن شود. این روش برای کلیه دروس وسنین مختلف کاربرددارد.

ب)روش شاگــــرد ـ استــــادی

قدمت این روش به زمانی که انسان مسئولیت آ موزش دهی انسانهای دیگر را چه از طریق غیررسمی و چه از طریق رسمی به عهده گرفت ،می رسد .و قدمت آن به صدر اسلام برمی گردد مسجد نخستین موسسه ای بود که چنین سیستمی را برای تعلیم و تربیت مسلمانها به کار برده است. از روشهای تعلیمی که در روش شاگرد ـ استادی حائز اهمیت است , روش حلقه یا مجلس است, که پیامبر عظیم الشان اسلام از این روش به مردم آن زمان آموزش می داد. همه افراد در کودکی دوست دارند نقشی غیر از نقش واقعی خود بازی کنند , روش شاگرد ـ استادی به این نقش خیالی, جامه عمل می پوشاند. در این روش به دانش آموزان اجازه داده می شود که نقش معلم را ایفا کنند. هدف اساسی این روش آن است که شاگرد , معلم گردد و از این طریق تجارب تازه و ارزشمندی به دست آورد .در این روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص, تعداد زیادی از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و می توان از آنها استفاده کرد.

ج)روش چند حســـی ( مختلط )

استفاده از این روش مستلزم به کار گرفتن همه حواس است و جریان یادگیری از طریق تمام حواس صورت می گیرد . از طریق کار بست این روش می توان , مطالب و مهارتها را درک کرد , ارتباط موثرتری برقرار کرد , مهارتها و مطالب را از یک موقعیت به موقعیت دیگر تعمیم داد. در یادگیری روش چند حسی به طور کلی از همه حواس استفاده می شود, به بیان دیگر ,یادگیری بصری که ۷۵ % از مجموع یاد گیری ما از طریق دیدن است , یادگیری سمعی که ۱۳ % از مجموع یادگیری ما از طریق شنیدن است , لمس کردن , که ۶% از مجموع یادگیری ما از طریق لمس کردن است , چشیدن که ۳% از مجموع یادگیری ما از طریق چشیدن است و بوییدن که ۳% از مجموع یادگیری از طریق بوییدن است.

د)روش حل مسئلــــه

این روش یکی از روشهای فعال تدریس است. اگر نظام آموزشی بخواهد توانایی حل مسئله را به دانش آموزان یاددهد, (البته مسئله به معنی مشکل و معضل نیست, به بیان دیگر مسئله موضوعی نیست که برای ما مشکل ایجاد کند, بلکه رسیدن به هدف در هر اقدامی, به نوعی حل مسئله است, (خورشیدی , غندالی , موفق, ۱۳۷۸) در این روش آموزش در بستر پژوهش انجام می شود و منجر به یادگیری اصیل و عمیق و پایدار در دانش آموزان می شود. در این روش ابتدا معلم باید مسئله را مشخص, سپس به جمع آوری اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوری اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوری شده دانش آموزان فرضیه سازی و در نهایت فرضیه ها را ازمون و نتیجه گیری شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود می تواند منجر به بارش یا طوفان فکری گردد. یعنی اگر معلم روش تدریس حل مسئله را به درستی انجام دهد, دانش آموزان می کوشند تا برای حل مسئله با استفاده از تمام افکار و اندیشه هایی که دارند, در کلاس راه حلی بیابندو آن را ارائه دهند. به بیان دیگر اگر معلم در روش تدریس حل مسئله به درستی عمل کند, منجر به روش تدریس بارش مغزی نیز می شود. به طور کلی اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقویت زمینه های بالقوه خلاقیت نقش مهمی ایفا کند همانا بست روشهای تدریس حل مسئله و بارش فکری در کلاس درس توسط معلمان است.

ه)روش پـــــروژه ای

روش تدریس پروژه ای به دانش آموزان امکان می دهد تا قدرت مدیریت, برنامه ریزی و خود کنترلی را در خودشان ارتقاء بخشند. در این روش دانش آموزان می توانند با توجه به علاقه ی خود موضوعی انتخاب و به طور فعالانه در به نتیجه رساندن آن موضوع شرکت نمایند. براین اساس در این روش دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه به طور منظم و مرحله ای کاری را درس انجام دهند و این روش باعث تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان می شود زیرا بین آنها و معلم رابطه صحیح آموزشی بر قرار است و در نهایت این روش باعث تقویت همکاری, احساس مسئولیت, انضباط کاری صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقاید دیگران و مهارتهای اساسی پژوهش در دانش آموزان می شود.www.zibaweb.com

و)شیــــــوه سخنــــــرانی

معلم به طور شفاهی اطلاعات و مفاهیم را , در عرض مدتی که ممکن است از چند دقیقه تا یک ساعت یا بیشتر طول بکشد, در کلاس ارائه می دهد. در سخنرانی می توان معلم را با عنوان پیام دهنده و دانش آموز را به عنوان پیام گیرنده تصور کرد. از این نظر سخنرانی شیوه ای است یک سویه, برای انتقال اطلاعات, که معمولاً فراگیر در آن نقش غیر فعالی دارد. محتوای سخنرانی را معلم قبل از ورود به کلاس تعیین می کند.

ز)شیوه بازگویـــی

بازگویی شیوه ای است که معلم بکار می برد تا فراگیر را در بیاد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاریف و اصطلاحات تشویق کند. در بازگویی معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد که موضوع بیاد سپرده را کلمه به کلمه بیان کند. شیوه بازگویی مطالب, با آنکه اغلب در کلاسها مورد استفاده قرار می گیرد, ولی متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق یادگیری نمی کند. کاربرد این شیوه تنها نشان می دهد که دانش آموز مطالب مورد نظر را بیاد سپرده است. گاهی هدف معلم اساساً این است که دانش آموز موضوعی را بخاطر بسپارد تا برای درک مفهوم خاصی از آن را بکار برد, در این روش صورت بکار گرفتن این شیوه ممکن است مفید باشد.

یکی دیگر از متخصصان امور تدریسی می گوید: دریک جلسه تدریس الزاماًنباید ازیک روش تدریس استفاده شود بلکه باید از شیوه های متعددی برای تدریس موضوع مورد نظر استفاده شود .بنابراین معلم باید برروش ها وشیوه های گوناگون تدریس ، مسلط باشد وبا توجه به وضعیت ومقتضیات کلاس درس از روش های خاصی استفاده کند.

مشارکت دانش آموزان در یادگیری

۴- مشارکت دانش آموزان درفرایند یادگیری:
معلم باید همه دانش آموزان رادرتمام مراحل تدریس ، اعم از شروع تدریس ، ارائه وخلاصه کردن و… فعالانه شرکت دهد تا اداره کلاس به شکل مطلوبی صورت گیرد بدین طریق، دانش آموزان مطالب مورد نظر رابه خوبی فراگیرند زیرا دانش آموزان هستند که یادگیری را محقق می سازند. برای تحقق این امر،لازم است معلم برای دانش آموزان فرصت فعالیتهای علمی نظیر : تجربه،آزمایش ومشاهده را مهیا کند، آنان رابرای مشارکت دربحث های کلاس وسایر فعالیت های جمعی ترغیب کند و اجازه دهد تادر یادگیری خود سهیم شوند.بدین معنا که باید به دانش آموزان اجازه داد درباره آن چه یادمی گیرند ونیز درباره شیوه های یادگیری خود سهیم باشند.
۵- نظارت مداوم برکلاس :
معلم بایدتوجه داشته باشد که نگاه خودرا عادلانه دربین دربین فراگیران تقسیم کند زیرا فراگیران بخشی از مطالب درسی از طریق ارتباط چشمی با معلم خود فرامی گیرند.
۶- تسلط برمطالب تدریس:
اگر معلم احاطه کامل برموضوعات درسی داشته باشد وبرای شاگردان از نظر علمی شخص مهمی جلوه کند، شاگردان توجه خاصی به سخنان وی خواهند داشت، لذا تسلط معلم برمطالب نقش موثری درپاسخگویی او به سئوالات شاگردان خواهد داشت.

۷- استفاده بهینه از وقت:
معلم باید به گونه ای وقت کلاس راتنظیم نماید که وقت او بیهوده تلف نگردد. بعداً نیازبه کلاس های فشرده جبرانی نباشد. او بهتر است از مطالب غیر ضروری پرهیز  نماید وطبق زمان بندی براساس سر فصل تهیه شده تدریس کند.
۸-استفاده از رسانه های کمک آموزشی : 
معلمان شایسته است که برای یادگیری بهتر درمحیط آموزشی رسانه های مناسب با تدریس خود را انتخاب کرده ودرجهت تهیه آنها ویا ساختن آن اقدامات لازم را با همکاری مسئولان به عمل آوردند.

تنوع در مواد ووسایل ومنابع آموزشی ،روشها وتکنیک ها وفضای آموزشی از سوی آموزش را از حالت یکنواخت و خسته کننده خارج می سازدوبه آن جذابیت وگیرایی می بخشد از سوی دیگر شرایط بهتری برای نوعی تکرار مفید در ارائه محتوا،مفاهیم ،اصول وروشهای علمی مورد نظر فراهم می آورد.
۹- به کار گرفتن حواس  ومهارتهاوتوانایی های مختلف یادگیرنده گان:
تحقیقات روان شناسی یادگیری وعلوم تربیتی بر نقش حواس مختلف دریادگیری اشاره دارد یعنی گرچه بخشی از یادگیری از طریق حس شنوایی انجام می شود ولی بخش عمده دیگر از طریق بینایی ممکن است. حواس دیگری چون لامسه،بویایی وچشایی نیز به سهم خود دریادگیری انسان موثر است. بنابراین اظهارات انجام شده،برای افراد طبیعی ،حس بینایی نقش اساسی تری دریادگیری دارد، پس از آن شنوایی، حواس دیگر درمرتبه بعدی قرار دارند.
نکته حائز اهمیت این که نباید آموزش راصرفاً به شیوه های شنیداری محدود ساخت بلکه اولویت دادن به شیوه دیداری به ویژه تلفیق شیوه دید دیداری شنیداری تأثیرات مفیدیاد دهی – یادگیری راافزایش می بخشد.
۱۰- تناسب با شرایط وامکانات محیط وحداکثر استفاده از آن:
استفاده از فضای سبز مدارس درصورت موجود ویا استفاده از پارک های نزدیک مدرسه استفاده از برنامه های علمی تلویزیونی ، از طریق ضبط قبلی برنامه یا شناسایی واستفاده از شرایط وامکاناتی که دراختیار والدین قرار داردو می تواند دراختیار کلاس فرزندانشان قرار گیرد از جمله: اولیای شاغل ودارای مسئولیت درمراکز صنعتی ، تولیدی، مخابرات، انتشارات، مراکز هنری،آزمایشگاه ها وفضاهای طبیعی و……
۱۱- تناسب بارشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان:
روش مناسب و آموزش اثر بخش آن است که علاوه برآموزش علمی بررشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان  نیز تأثیر مثبت داشته باشد.
همچنین بهداشت روانی ودرمان نیز، به مفهوم گسترده وعمیق خود، ارتباطی اساسی با آموزش وپرورش وتربیت دارد.زیرا که اهداف تربیت انسان می توان به مواردی چون ایجادتغییرات مطلوب درافکار، نگرش ها،گرایش ها وکنش های آدمی وایجاد تعادل در شخصیت فرداشاره داشت. لازم است آموزش به گونه ای برنامه ریزی واجرا گردد که در وهله ی اول مغایر با رشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرنده نباشد دروهله ی بعد،آمورش  مطلوب آن است که حتی الامکان درتقویت چنین جنبه هایی تأثیر مثبت داشته باشد.

۲۰۱۶۰۲۲۶_۱۵۱۶۴۹
۱۲- کاربردهای ارزشیابی تحصیلی، یادگیری وارزیابی آن
عمده ترین هدف های پیشرفت تحصیلی عبارتنداز: – کمک به شناخت نقاط ضعف وقوت یادگیرنده ومیزان موفقیت وی توسط خوداو ومعلم . – ترغیب وهدایت یادگیرندگان جهت مطالعه ویادگیری – کمک به معلم در تعیین مرحله بعدی تدریس – پی بردن به نقاط قوت وضعف برنامه درسی واجزا وعناصر آن کمک به معلم درتعیین نقاط قوت وضعف میزان موفقیت خود درامر تدریس.

۱۳- توانایی جذب دانش آموز:
به عقیده دکتر سیف  یکی از ویژ گی های معلمان کارآمد ، جذب شاگردان به جلسات درس و ادامه شرکت آنان در فعالیت های یادگیری است . معلمان باکفایت می دانند که برای هر دانش آموز ، درس را باید از کجا شروع کرد. آنان هر جا که لازم آید به آموزش انفرادی روی می آورند و سرعت تدریس را متناسب با پیشرفت دانش آموزان تنظیم می کنند.
۱۴- پرورش مهارتهای فکری
معلمان موفق می توانند فعالیت های آموزشی را معنا دار سازند . بدین منظور یک معلم کار آمد یادگیری جدید دانش آموزان جدیدراطوری هدایت می کنند که با دانش قبلی انها همسانی داشته باشند تا دانش آموزان بتوانند دانش جدیدرا به نحوی منطقی در حافظه ی خود سازمان دهند.
۱۵- آموزش روش تهیه گزارش خلاقانه: 
روش های تهیه ی گزارش های خلاقانه نظیر آزمایش ها وگزارش ها را به دانش آموزان آموزش داده وآنها رادراین راه یاری نمایید.
رهنمود های لازم برای معلمان

۱- درکلاس درس، تک تک شاگردان خود را مورد توجه قراردهید وحتی نگاه خودرابه طور مساوی بین آن ها تقسیم کنید، عدالت رارعایت نمایید واز تبعیض قائل شدن بین دانش آموزان بپرهیزید

۲- برای اینکه یک تدریس موفق داشته باشید از توانایی های خود از یک طرف وآگاهی از روندعملی نهفته در فرایند تدریس از طرف دیگر مطلع باشید.
۳- نیاز به داشتن و مجهز شدن به اطلاعات روز را در خود تقویت کنید وسعی در دانستن وعمل کردن در مسیر تحقق اهداف  آموزشی داشته باشید.
۴- به دانش آموزان مسئولیت هایی واگذار کنید نظرات دانش آموزان را پذیرا باشید ، شنونده ی خوبی بوده وبه آنها اعتماد کنید
۵- در کلاس درس برارزشیابی های مستمر مبتنی بر مدیریت کیفی در رویکرد وفرایند مدار که بیشتر به صورت کیفی است تأکید نمایید
۶-درکلاس درس انعطاف پذیر بوده وتلاش مجدانه ای رابرای تحقق اهداف آموزشی به عمل آورید.
۷- درکلاس درس قاطعیت داشته باشید و عادلانه عمل کنید ودلایل تصمیم گیری های خودرا توضیح دهید.
۸- برسه محور کلیدی ارتباط ، صداقت ،عشق غیر انحصار طلبانه وهمدلی، آگاهی وتسلط کافی داشته باشید.
۹- سعی کنید دانش آموزان را به طور انفرادی بشناسید وسهمی از وقت وانرژی خودرا دراختیار هریک از آنها قراردهید. با دانش آموزان رفتار محبت آمیز ومثبت داشته باشید تا در کارهای کلاسی ، شاگردان را به پیشرفت وبه دست آوردن اطلاعات جدید تشویق کنید

۱۰- به منظور آن که به نحوه شایسته ای از زمان ، استفاده کنید باید پس از ایجاد انگیزه وآماده سازی دانش آموزان ، درس را در وقت مقرر شروع و تمام کنیم ووقفه های بین کلاسی رابه کمترین حد برسانیدوکلاس را چنان نظم بخشید که از بروز رفتارهای مخرب دانش آموزان جلوگیری شود
۱۱- هر چه زودتر اسامی دانش آموزان را بیاموزید تا جایی که می توانید اطلاعاتی درباره ی فردفرد دانش آموزان به دست آورید
۱۲-درابتدای سال ، قوانین ومقرراتی را با کمک دانش آموزان وضع نمایید وبا دید مثبت با شاگردان برخورد نمایید.
۱۳- همیشه بحث های کلاسی را تشویق کنید و مدیریت کلاس با شاگردان سهیم باشید
۱۴- با نظم باشید و به موقع در صورت امکان ، جلوتر ازدانش آموزان در کلاس درس حضور داشته باشید.وآخرین نفری باشید که کلاس را ترک می کنید.
۱۵- خوشرو باشید وسعی کنید همواره تبسمی برلب داشته باشید وبادانش آموزان ، دوستانه برخورد کنید
۱۶- همواره باپلان درس ، وارد درس شوید اما اسیر پلان درس نشوید .
۱۷- برای اعمال مدیریت کلاس درس اثر بخش ، همواره آمادگی خودرااز جهات مختلف، خفظ نمایید به شاگردان احترام بگذارند وبرای آنان ارزش قایل شوند ومعلومات خودرا به رخ شاگردان نکشید زیرا شاگردان خود می توانند قضاوت کنند.
نتیجه

تدریس اثربخش وموثر یکی از شاخص های آموزش وپرورش پویا می باشد . که معلمان برای ایحاد یک تدریس اثر بخش ازراه وروش های خاصی استفاده کرده وبا توجه به موضوعات درسی از آنها بهره می جویند ومعلمانی موفق هستند که به شاگردان خود مطالب شناختی واجتماعی را به خوبی عرضه می دارند ونحوه ی به کارگیری موثر از آن ها را می آموزند. وبا آمادگی از نظر جسمی ، روحی روانی، علمی وارد کلاس می شوند وبرای تدریس از پلان درس استفاده کرده و از دانش آموزان درفرایندیادگیری کمک گرفته و ، نظارت مداوم برکلاس وتسلط برمطالب تدریس دارد.مدیریت شایسته ای درکلاس داشته وبانظم می باشند وبا خوشرویی با شاگردان برخورد می کنند ودانش آموزان رابه طور انفرادی می شناسد وبه شخصیت آنان احترام می گذارند که بارعایت تمام این موارد است که می توان از یک تدریس خوب وموثر بهره جست.

درنهایت باید گفت که بهبود تعلیم وتربیت درهر کشوری مبتنی برکیفیت تدریس معلم واستوار نمودن نقش معلم به عنوان مدیر آموزش درکلاس درس است پس لازم است برنامه های محتلف آموزشی وکلاس های ضمن خدمت جهت آموزش تدریس فعال وبرتر برای معلمان از طرف مسئولین امر تدبیر شود. تا معلمانی توانمند وخرفه ای درامر تدریس داشته باشیم.

 اصول نوین صنف داری

اصول و روش صنف داری و تدریس از دیرباز مورد توجه بسیاری از دبیران ، معلمان و مربیان بوده و آنها بدون غفلت از این موضوع همیشه به دنبال این بوده اند که بتوانند با یک شیوه جدید و نوین یک کلاس مورد قبول خود و مورد علاقه دانش آموزان را ارائه نمایند .

یک موضوع خیلی مهم و آن این است که مشکل عمده مادر جامعه کنونی ایران از لحاظ آموزشی کمبود معلم و مربی نیست ، بلکه کمبود مربی و معلم آن به شیوه صنف داری مورد علاقه شنوندگان به ویژه جوانان است .

اگر مربیان و معلمان نظام آموزشی جدید بتوانند یک روش خوب برای برقراری ارتباط بین شاگرد و استاد برقرار نمایند و از حالات خشک سخنرانی در کلاس درس دوری نمایند و سعی بر آن داشته باشند که کلاس خشک به یک مکان خیلی جذاب و فعال تبدیل شود آن وقت است که مدرسه و کلاس مکان آموزشی از حالت خشک تئوری خارج شده و به مکان عملی و علمی تبدیل می گردد . اگر مربی بتواند کلاس جذاب و با نشاط ، زنده و متنوع برگزار نماید و به طوری که دانش آموزان احساس خستگی نکنند ، کلاس ها پر جمعیت و مربیان و معلمان هم در امر تدریس و صنف داری موفق خواهند بود و خیلی بهتر و زودتر به اهداف خود خواهند رسید .

ü     اصول صنف داری جذاب برای یک مربی موفق

هر مربی که بخواهد یک کلاس موفق داشته باشد باید چند شرط را ابتدا برای خود طرح و جواب بدهد :

۱) بداند ( تخصص )                    ۲) بتواند ( مدیریت توان )                         ۳) بخواهد ( اراده )

برخی از دانشمندان علم تربیت بر این باورند که هر مربی باید به چهار نکته توجه نماید :

۱) چه چیزی تدریس می کند       ۲) به چه کسی می آموزد                         ۳) چرا می آموزد

۴)چگونه باید بیاموزد .

در روش صنف داری موفق هر مربی باید به دو نکته خیلی اساسی و مهم توجه کند و آن اینکه روش عملی و روش علمی که در این دو روش عوامل خیلی مهمی وجود دارد که باید هر دو روش را با هم ادغام نماید و نتیجه را بعنوان بهترین الگوی تدریس اجرا نماید ، در آن صورت است که می تواند گفت با توجه به نتیجه این دو روش علمی و عملی علل موفقیت یک مربی موارد زیر است :

عوامل موفقیت یک معلم

ü     عوامل موفقیت یک مربی :

۱) عشق به تدریس            ۲) نظم و انضباط                         ۳) نظم زمانی                 ۴) تنوع در تدریس و صنف داری              ۵) تسلط داشتن بر همه شرایط کلاس و درس         ۶) قدرت بیان

۷) نداشتن اضطراب و کنترل اعصاب

۸) استفاده از شیوه‌های نمایشی در تدریس و تغییر لحن در مطالب

۹) آشنایی با نحوه ارتباط با نسل جوان در کلاس

۱۰) آشنا به زبان مخاطبان                          ۱۱) نداشتن تکیه کلام منفی

۱۲) اعتماد به شاگران                                ۱۳) تشویق شاگردان به سؤال

۱۴) پوشش مناسب و زیبا                           ۱۵) دارای لحنی زیبا و خوش خط

۱۶) صحبت

پس نباید این اصول ذکر شده بالا از مشتقات علمی و عملی برای بهتر برگزار کردن کلاس و اصول صحیح روش صنف داری می باشد .

یک معلم آگاه و دلسوز برای اینکه بتواند یک نوع رابطه صحیح و درست را در کلاس درس برای تحرک و فعالیت شاگردان فراهم نماید باید نسبت به عوامل محیطی آگاهی داشته و با دید باز نسبت به مسائل آموزشی نگاه کند و یک نوع رابطه و شرایط را فراهم نماید که شاگرد کلاس درس را از آنِ خود بداند و احساس آرامش نماید و این فراهم نمی گردد مگر با سعی و تلاش یک معلم آگاه به فن و اصول صنف داری نباشد .

اگر معلمان و مربیان بر آن سعی دارند که کلاس درس آنها سر و گردنی از همه بالاتر داشته باشد تا اینکه اثبات نماید که در نحوه تدریس و صنف داری از دیگران موفق تر است ، اما در واقع چنین نیست که هر کسی از لحاظ علمی بالا باشد می تواند یک معلم و مربی موفق باشد بلکه زمانی می تواند موفق گردد که به اصول و روش برگزاری یک کلاس موفق آگاه و بعد آن را بکار ببرد .

ü     توصیه‌های خیلی مهم صنف داری

یک نکته خیلی مهم و آن اینکه روش موفقیت یک کلاس درس بستگی به ذوق وسلیقه خود مربی دارد و بگویم که فقط باید روی یک خط و روش حرکت کرد این نیست بلکه بستگی به خود مربی دارد .

الف) آرام و شمرده تدریس کنید :

نحوه تدریس یعنی به صورت آرام و شمرده شمرده تدریس در کلاس به توجه به سن و سال شاگردان یکی از روشهای است که در بهتر برگزار نمودن کلاس درس مؤثر است .

ب) عدم تبعیض بین شاگردان .

پ) تحرک دست و پا هنگام تدریس در کلاس :

تحرک دست و پا هنگام تدریس به این معنی که مربی در هنگام توضیح و شرح درس با اشاره و حرکت در مسیر کلاس می تواند جلب توجه کند چون ثابت شدن در روی صندلی و یا اینکه در یک نقطه به شیوه سخنرانی زمینه یک خواب آرام را فراهم می کند .

برای جلوگیری از هواس پرتی شاگردان در کلاس نیاز به حرکت اصولی و درست و حرکت دست و پا هنگام شرح مطالب به شیوه‌ای که آن حرکات موزون و هماهنگ با تدریس و مترادف و تکمیل کننده بحث کلاس درس باشد . مانند زمانی که زمینه بحث خداشناسی در کلاس اخلاق و یادگیری درسها پیش می آید با حرکات دست و چشم و خلوص نیت در چهره یک حالت عرفانی را در خود بوجود آورد تا اینکه شاگردان بهتر بتوانند موضوع را درک کنند .

ت) رعایت مقدار تدریس :

در این رابطه مربی و یا معلم با یک طرح درس کامل برای دوره یک ماهه و یا کوتاهتر می‌تواند زمینه رشد و ترقی کلاس را فراهم کند چون با این کار هم برنامه ریزی مکانی و زمانی از لحاظ مدیریتی انجام داده و کارها بر اساس نظم و در عین حال خوش آیند به پیش می رود .

یک معلم باید با رعایت مقدار تدریس تمیز دادن موضوعات درس سعی بر آن نماید که سلسله مراتب طبقات درس را رعایت کرده تا موضوعات بر اساس نوبت خود قابل هضم باشد .

ث) مطالب مورد تدریس را در ابتدای کلاس روی تخته یادداشت کنید :

با توجه با نوشتن موضوع روی تخته برای شاگردان روشن می شود که موضوع درس چه چیزی می باشد و هنگام شرح مطالب همیشه به یک طرف رو نکند بلکه گاهی به موضوعات روی تخته و گاهی به طرف شاگردان رو کند .

هنگام نوشتن مطالب روی تخته بعضی مواقع بدون در نظر گرفتن یک زمان خاص به شاگردان یک نگاه کوتاه داشته باشد تا بعضی مواقع واکنش شاگردان را نسبت به خود بدانیم [ بعضی موافع شاگردان حرکاتی اضافی و شکلک اضافی را اجرا می کنند که نیاز هست بدانیم ] البته در قبال واکنش آنها نیاز به تنبیه نیست بلکه همین کافی است که بدانیم در واقع این گونه حرکات شجاعی و سرعت در دقت در عمل یک مربی را برای شاگردان ثابت می کند .

ج) در نحوه تدریس برای یادگیری مطالب زیاد از شکل استفاده کنید :

استفاده از مثال و داستان برای ارائه بهتر موضوعات درس خیلی نیاز است و در واقع غذای یک تدریس خوب استفاده از مثال و نمونه است . اگر چه مطالب خیلی مشکل و قابل هضم برای شاگردان هم نباشد با وجود یک مثال و داستان که شاگردان با آن موضوع آشنا باشند خیلی راحت تر می توانند موضوع را بفهمند و حتی در موقع امتحان درس با وجود شکل توضیحی درس می توانند  مطالب فرار درسی را خیلی زود به یاد بیاورند وقتی از شوق خوشحالی مطالب درس داستان‌ یا همان شکل را برای اثبات موضوع خود می نویسند .

بنابراین یک مربی موفق مربی هست که برای مطالب ارائه شده بر اساس طرح درس کلاس باید مثالها و نمونه‌های عینی خیلی ساده که بچه ها هر روز در محیط اجتماعی خود با آن سر و کار دارند آماده کرده و در کلاس بر اساس موضوعات آنها را برای مکمل تعریف و تدریس خود بیان کند . استفاده از نمونه و شکل و اتفاقات واقعی محیط اجتماعی برای ارائه بهتر مطالب از اول ابتدایی تا مدارج عالی وحتی بالاتر هم نیاز و غذای اصلی کلاس درس می باشد .

ح) سعی نکنید که اشتباهات خود را توجیه کنید :

اگر یک معلم در تشریح یک بحث و توضیح دادن آن توانایی کافی نداشت و یا اینکه نتوانست جواب یک سؤال را بخوبی بدهد نباید کاری کند که عدم جواب و یا عدم ندانستن جواب سؤال را برای خود و دیگران به روشی غلط توجیه نماید ، چون اشتباهات زمینه ساز عدم فعالیت معلم برای پیدا کردن جواب مسئله و موجب کاهش جلب توجه دانش آموزان در کلاس درس را فراهم می‌کند .

اگر از یک مربی یک رفتار نادرست و غیر صحیح سر بزند معلم سعی نکند که آن را برای خود و شاگردان توجیه نماید بلکه سعی در رفع و اصلاح آن کرده و زمینه ساز اصلاحات بعدی را هم برای خود و هم برای شاگردان فراهم نماید .

خ) از روش سخنرانی و زیاد حرف زدن پرهیز نمایند :

بدترین روش برای ارائه مطالب آموزشی در مدرسه و یا مکانهای آموزشی روش سخنرانی می باشد چون در این گونه اسلوب فرد در یک مکان مشخص و حالتی خشک و بدون تحرک و حتی بدون تغییرات لحنی در نت صداها شروع به ارائه مطالب می کند که در کل زمینه یک خواب آرام فراهم می‌نماید .

آقای قرائتی برای یک کلاس ۶۰ دقیقه‌ای در یک برنامه تلویزیونی در سال ۸۵  در روش سخنرانی چنین بیان کرده است که :

۲۰ دقیقه اول کلاس دل است یعنی با دل و اشتیاق کامل مطالب و به محیط و تغییرات آن توجه می‌نمایند ، ۲۰ دقیقه دوم فقط گوش می دهند و اصلاً متوجه بحث نمی شوند ، ۲۰ دقیقه سوم علاوه بر

اینکه اصلاً گوش نمی دهند بلکه امکان زدن حرف‌های زشت و ناپسند به فرد سخنران هم وجود دارد .

پس فرد سخنران نیاز است که ابتدا سراغ مخاطبان برود و زبان ویژه او را پیدا کند و اگر دید که سخت است یک راه میانبر را انتخاب کند و در واقع آن زبان خوش و زبان حال آن کلاس است .

* بنابراین یک مربی موفق کسی است که به موافق خوراک بیشتر بدهد و مخالف را بی تفاوت و باتقویت و بی تفاوت را به موافق تبدیل کند و این روش نیاز به یک اصول کلی و آشنایی با روش و اسلوبهای صنف داری می باشد و در واقع علاوه بر آشنایی به اصول و فنون صنف داری مربی نیاز به قدرت بیان بالایی دارد و قدرت بیان یک معلم امر طبیعی است . البته مقداری از آن اکتسابی می باشد ولی امور طبیعی یا ارثی را با تمرین و اکتساب تقویت باید کرد . مثال علاقه یک فرد در یک زمینه خاص که جزء استعداد او می باشد و این استعداد را باید با تمرین تقویت کرد .

در پایان مطالب به این نکته خیلی مهم اشاره می کنم که امید است یک روزی تمام مربیان ایران اسلامی علاوه بر معلمی و دانایی در فن خود در ابتدا به فن و روش صنف داری آشنایی کافی داشت تا اینکه بتوانند با نسل جدید کلاس که روز به روز مثل آب یک رودخانه دائماً در حال جریان است یک نوع رابطه خوب و عاطفی را بر قرار کرده و زبان حال آنها را شناخته و بتوانند با آنها صحبت نمایند تا اینکه آیندگان نسل جوان از ما و همگی مربیان راضی و خشنود باشند .

Amozishi

نقص تکلیف

تعریف : نقص تکلیف به معنای ارائه نکردن تکلیف و وسایل لازم آن درس از قبیل کتاب، پوشه و … و یا ناقص بودن آن از سوی شاگردان است.

تبصره : تشخیص نقص تکلیف بر عهده ی معلّم محترم می باشد.

چند نکته ی مقدّماتی :

۱ – تذکّر و پی گیری موارد نقص تکلیف از سوی معلّمان راهنما باید بر مبنای مبارزه با علّت و ریشه یابی باشد. چه بسا دانش آموز به مشکلاتی که اشاره می شود گرفتار شده باشد و این عناوین علل نقص تکلیف های وی باشد :

– عدم اطّلاع رسانی دقیق تکلیف توسّط معلّم

– ضعف در نوشتن روزنگار و کار مداوم و جدّی با آن

– سخت گیری های بی جهت معلّم

– عدم بازدید مستمر تکالیف از سوی معلّم

۲ – در هر مرحله از مراحل پیگیری باید طوری برخورد شود که دانش آموز با امیدواری وظایف خود را دنبال کند، حتّی زمانی که نقص تکلیف هایش به اوج رسیده باشد. بنابر این هر اقدامی که به
نا امیدی دانش آموز از ادامه ی روند تحصیلی وی بیانجامد، انجام نشدنش بهتر است.

۳ – ضروری است که تکلیف انجام نشده توسط دانش آموز جبران شود. در صورت لزوم، شرایط نوشتن تکلیف انجام نشده را باید فراهم نمود.

۴ – رو نویسی تکلیف و ارائه ی کتاب و لوازم ضروری دیگران، بدون اجازه ی معلّم ( لباس ورزشی، پرگار، پوشه و …. ) در شاگردان ثبت مورد انضباطی برای دو طرف را در پی دارد.

۵ – تکلیف نویسی در شاگردان ( خصوصاً قبل از صبحگاه ) مورد انضباطی را در بر دارد ( منظور تکلیفی است که همان روز باید ارائه شود ).

برخورد با نقص تکلیف :

* اوّلین گزارش نقص تکلیف در لیست انضباطی ثبت می شود.

* دومین گزارش نقص تکلیف ضمن ثبت در لیست انضباطی، تذکّر و پی گیری شفاهی سرمعلم یا اداره را به همراه دارد.

تبصره: سزاوار است برای به روز بودن اطّلاعات و برخورد به موقع، هر روز به پوشه ی کلاسی مراجعه شود.

 * سومین گزارش نقص تکلیف، ضمن ثبت در لیست انضباطی تذکّر و پی گیری شفاهی سرمعلم یا اداره را به همراه دارد.

* چهارمین گزارش نقص تکلیف ضمن ثبت در لیست انضباطی اخطار کتبی به شاگرد را در پی دارد.

تبصره ۱ : توصیه می شود در این مرحله اولیای دانش آموز در جریان نقص تکالیف و اینکه در مرحله ی بعد نامه ی کتبی برای اولیاء فرستاده می شود قرار گیرند. ضمن این که کشف علّت نقص تکلیف ها در جریان گفتگو با والدین انجام پذیرتر است.

تبصره ۲ : از این مرحله به بعد بازدید تکلیف هر روز در فردای آن روز توسّط شاگردمسؤول انجام می شود.

* پنجمین گزارش نقص تکلیف، ضمن ثبت در لیست انضباطی، گزارش کتبی جهت اطّلاع اولیا و درج این گزارش در پرونده ی شاگرد را به دنبال دارد.

تبصره ۱ : در این گزارش نظر سرمعلم، اولیاء و شاگرددرباره ی چگونگی عدم تکرار نقص تکلیف به صورت کتبی ثبت می شود.

تبصره ۲ : در این مرحله سرمعلم یا ادارهمی تواند با خرج نکردن این برگه، فرصتی مجدّد برای اصلاح این وضعیّت به شاگردبدهد.

* ششمین گزارش نقص تکلیف، درج در پرونده شاگرد، محرومیّت وی از کلاس را به همراه دارد.

تبصره ۱ : میزان این محرومیّت به نظر سرمعلم یا ادارهبستگی دارد.

تبصره ۲ : اطّلاع به موقع از وضعیّت نقص تکلیف شاگرددر این مرحله حائز اهمیت است.

 * هفتمین گزارش نقص تکلیف ضمن درج در پرونده و محرومیّت از کلاس، فراخواندن اولیاء به شاگردان را در   پی دارد و ادامه ی تحصیل شاگرددر سال جاری را مشروط می کند.

 تبصره: می توان در جلسه ای با حضور اولیا و خود شاگردوضعیّت وی را بررسی نمود و در نهایت با دریافت تعهّدی کتبی که به امضای اولیاء رسیده است، شاگردرا پذیرفت.

* نقص تکلیف بیش از هفت مورد ضمن درج در پرونده، موجب یک روز اخراج از شاگردان می شود و تصمیم گیری شورای معلّمان راهنما را در پی دارد.

 تبصره: در موارد حاد ثبت نام سال آینده ی شاگردلغو می شود.

* نکته: در مورد شاگردان کلاس های اوّل در ترم اوّل، دو نقص تکلیف اوّل هرشاگردیا نقص تکلیف های   تمامی شاگردان در دو هفته ی اوّل سال توسط سرمعلم یا اداره قابل اغماض است و از آن به بعد این آیین نامه قابل اجراست.

نظام جبران نقص تکلیف

* به نظر می رسداعلام وجود نظام جبران نقص تکلیف برای شاگردان سال اوّل چندان عقلایی نیست، چرا که ممکن است این عادت را ایجاد می کند که می توان تکلیف ننوشت و آن را جبران کرد و این شاگردرا از ابتدایی ترین وظیفه ی دانش آموزی اش که نوشتن تکلیف است، باز می دارد.

تبصره: سرمعلم یا اداره می تواند بنابه تشخیص خود برای موارد خاص راه های جبرانی در نظر بگیرد. به عنوان نمونه هر کس سه هفته نقص تکلیف نداشته باشد از یک نقص تکلیف اش صرف نظر شود.

* راه جبران نقص تکلیف در سال دوم وسوم راهنمایی این است که به ازای هر یک ماهی که همه ی تکالیف کامل باشد، یک نقص تکلیف مورد اغماض قرار می گیرد. می توان تا زمانی که نقص تکلیفی جبران نشده است، آن را عنوان نقص تکلیف تعلیقی داد که اگر جبران شد محو می شود و اگر تکرار شد عنوان نقص تکلیف تثبیتی پیدا می کند.

تبصره : می توان نقص تکلیف تعلیقی را با مداد و نقص تکلیف تثبیتی را با خودکار ثبت کرد.

* برای سال دوم و سوم تعدادی امضا راهم پس از نقص تکلیف می توان به عنوان راه جبرانی مناسب در نظر گرفت.

نقص تکلیف
راه های پیشگیری از نقص تکلیف

از آنجایی که همواره پیش گیری از مشکلات به درمان اولی است، ۱۲ راهکار برای پیش گیری از نقص تکلیف ارائه می شود :

۱ – در خواست از معلّمان برای اعلام کتبی تکالیف به روی تخته ( ترجیحاً در کتابچه پیوند )

 تبصره : چنانچه تکلیفی به صورت کتبی بر روی تخته ثبت نشد، لازم است از شاگرد مسؤولِ تخته ی تکالیف، نوشتن آن بر تخته ی تکالیف آن هم در اسرع وقت خواسته شود.

۲ – محور قرار گرفتن روزنگار و آموزش و پی گیری دقیق آن.

( بر اساس آماری که از ۶۰ نفر از شاگردان کلاس سوم گرفته شد کسانی که با روزنگار کار جدّی و درست دارند حدوداً کمتر از دیگران نقص تکلیف دارند. )

۳ – کنترل ثبت برنامه ی هفتگی در روزنگار به خصوص در هنگام چرخش برنامه.

۴ – به حداقل رسانیدن تغییر برنامه و اعلام دقیق تغییرات آن در صورت بروز ضرورت .

۵ – اعلام این نکته به شاگردان که غایبان هر روز در پایان ساعت درسی با شاگردان تماس گیرند تا تکالیف آن روز به اطّلاع آنان برسد.

تبصره : این کار باعث می شود تا از تماس های تلفنی شاگردان به هم پیش گیری شود.

۶ – تأکید به روی « تکلیف هر روز در همان روز » و آموزش این که به هر دلیلی به این کار موفّق نشدید در یاد آوری صفحه ی بعد به انجام نشدن آن تکلیف اشاره کنید، تا آن تکلیف فراموش نشود.

۷ – درخواست از معلّمان برای طرّاحی و اعمال روشی که هر جلسه تکالیف بازدید شود. چنانچه تکالیف مورد بررسی واقع نشود و یا همیشه به طور تصادفی مورد بازدید قرار گیرد، بی انگیزگی در انجام تکلیف ایجاد می شود.

۸ – اطّلاع شاگردان از نظام پی گیری نقص تکلیف و جدّیت در اعمال آن و همچنین، بیم ها و امیدها در عدم نقص تکلیف مؤثّر است.

۹ – نا امن بودن محیط شاگردان برای شاگردانی که تکلیف ننوشته اند باعث می شود تا نوشتن تکلیف در شاگردان به عنوان یک راه فرار به ذهن شاگردنرسد.

۱۰ – دادن موضوع « راه های پیش گیری از نقص تکلیف » به گروهای درسی در کلاس پرورشی به جهت توجّه بیشتر شاگردان به « اهمیت و لزوم ارائه ی به موقع تکلیف و راه های پیش گیری از نقص تکلیف » به عنوان کار گروهی می تواند مثمر ثمر واقع شود.

۱۱ – افزایش جذّابیّت های تکلیف و تنوّع در آن.

۱۲ – پرهیز از دادن تکالیف پر حجم و کسل کننده.

تنبیه

تنبیه در لغت به معنی بیدار کردن، هوشیار کردن و به خود آمدن است. در اصطلاح رایج بیشتر به معنی سرزنش، تهدید، طرد، فریاد کشیدن و حتی لت و کوب کردن کودک و نوجوان به دلیل انجام یک کار خطا و اشتباه یا عدم انجام وظایف و تکالیفی است که بر عهده او گذاشته اند و در اصطلاح علمی «ایجاد یک موقعیت ناخوشایند» پس از بروز رفتار نامطلوب است که به هدف کاهش یا حذف رفتاری خاص اعمال می شود

اعمال قدرت از طریق تنبیه بدنی و ضرب و جرح خواه ناخواه کودک را دچار عارضه های جسمی و روانی می کند یا در مواردی او را به موجودی رنجور و ناتوان مبدل می سازد و به دامن مشکلاتی همچون دروغ گویی، ریاکاری، کندذهنی، بی ارادگی، از دست دادن اعتماد به نفس و حس کنجکاوی، بی اعتمادی و کینه توزی، یاس و نومیدی، سرکشی و طغیان، خشم و شرارت، احساس حقارت، حزن و اندوه، تنفر و دشمنی گرفتار می سازد. یکی از عوارض بسیار نامطلوب استفاده مکرر از تهدید و تنبیه بدنی که حتی در دوره های بالاتر تحصیلی هم مشاهده می شود، جانشین شدن «ترس از شکست» به جای «شوق و پیشرفت» است. بدیهی است که همه پیشرفت ها و دستاوردهای بشر در عرصه علم و هنر نتیجه شوق وی به دانستن و فهمیدن بوده است نه ترس از چوب و کتک.

تنبیه

از تنبیه تا نتیجه معکوس

تنبیه می تواند سبب افزایش مقاومت روانی و حق مقابله به مثل در مقابل تهدید کننده شود. چه بسا تنبیه شونده با خود بگوید «فوقش دو تا کشیده می خورم». به این ترتیب دانش آموز مانند مجرمی که دوره محکومیت یا مجازات هر جرمی را می داند، میان سود حاصل از انجام رفتار نامطلوب و نوع و میزان تنبیه دست به ارزیابی می زند و اگر تنبیه بعدی به منفعت فعلی بیارزد، اغلب به عمل خلاف مبادرت می ورزد. به عبارت دیگر، مواقعی وجود دارد که کودک یا نوجوان رفتار مطلوب مغایر با رفتار نامطلوب را آموخته است اما به دلیل اینکه فایده انجام ندادن آن بیشتر از انجام دادن آن است یا ضرر انجام ندادن آن در مقابل منفعت حاصل از عمل خطا ناچیز است، به رفتار مطلوب روی می آورد. برای مثال، گاهی دروغ گویی سودی برای کودک دارد که راست گویی ندارد یا سرزنش به قدری است که به دریافت فلان مقدار تنبیه می ارزد. در چنین حالتی باید پاداش رفتار مطلوب و یا میزان و شدت تنبیه رفتار نامطلوب را زیاد کرد. بدیهی است که راه اول بیشتر منتهی به ایجاد انگیزه درونی و راه دوم بیشتر منجر به اجبار بیرونی است. اگر اعمال مدت، شدت و فراوانی زیادی داشته باشد، به تجربه و کرات ثابت شده است که در نهایت فرد تنبیه شده به تنبیه کننده آسیب می رساند. تنبیه بدنی، تنها برای تنبیه شونده آزار دهنده و ناراحت کننده نیست بلکه آثار زیان بار آن متوجه شخص تنبیه کننده نیز می گردد. بدیهی است که تنبیه دانش آموز مستلزم آن است که نظام زیستی روانی فرد تنبیه کننده وضعیت خاصی پیدا کند. هرچند چنین وضعیتی در کوتاه مدت ممکن است با تخلیه عصبانیت و ناراحتی تنبیه کننده و کاهش موقتی رفتار تنبیه شده رضایت خاطر ایجاد کند اما در صورت ادامه و تکرار به ایجاد تنش و فشار در عضلات بدن، افزایش ضربان قلب و نبض، به هم خوردن تعادل شیمیایی خون و… منجر می شود. که اثرات کوتاه مدت آن به شکل خستگی و بیزاری از کار و فرسودگی زودرس ظاهر می شود. تنبیه (به خصوص بدنی) علاوه بر بروز واکنش هایی که به صورت مقاومت مستقیم و یا مقابله به مثل بروز می کند، می تواند به بی تفاوتی و بی خیالی در دانش آموزان منجر شود.

تنبیه اغلبا رفتار را بلافاصله اما به طور موقت کاهش می دهد. تنبیه کننده نتایج کوتاه مدت آن را به حساب اثر مثبت تنبیه و فقدان تاثیر بلندمدت آن را به حساب شرارت و جسارت بیش از حد دانش آموز می گذارد. تنبیه نه تنها تنبیه شونده را از تنبیه کننده بیزار می کند بلکه دانش آموز را از کلاس و درسی که بهانه تنبیه و موجب تجربه های تلخ و ناخوشایند برای وی بوده است، دل زده می کند. این به نوبه خود می تواند زمینه ضعف دانش آموز را از دروس و یا فعالیت ها فراهم کند و از هر جهتی کودک به دلیل تنفری که از بزرگسالان تنبیه کننده پیدا می کند، همواره از آنها دوری می کند و کمتر میل دارد در کنار آنها باشد. این واقعیتی است که در جای خود اثر تربیتی «الگوسازی و نقش الگویی» بزرگسالان را در عرضه رفتارهای نامطلوب و تعلیم فضایل اخلاقی به کودکان و نوجوانان مخدوش می سازد.

توجیه تنبیه

عده ای از معلمان یا مسوولان مدرسه در توجیه اقدام خود به تنبیه بدنی دانش آموزان ادعا می کنند که روش تربیت اسلام مبتنی بر انذار و تبشیر است و از لغت انذار معنای لت و کوب کردن، ناسزا گفتن و… استفاده می کنند. درست است که اسلام در جنبه برنامه های تربیتی و اصلاحی فرد و جامعه مجازات هم دارد. اما باید توجه داشت که اولا چنین مجازاتی را وقتی تجویز و اعمال می کند که فقدان کارایی سایر داده ها و روش ها در عمل به اثبات رسیده باشد و ثانیا آثار سوء عمل خلاف به دامان اجتماع سرایت کرده باشد و یا حداقل بیم چنین خطری برود که در صورت اخیر اجرای مجازات، اولا حیات دیگران و در ثانی حیات فرد خاطی را مراد می کند. یعنی در نظام تربیتی اسلام تا کورسویی از امید به اصلاح و بازگشت به عمل نیک در وجود فرد باشد، بدوا روش تربیتی تبشیر، اکرام و نرمی است (حسن المداره) و اگر کسی به خوش رفتاری و اکرام پاسخ مناسب نداد در آن صورت مجازات درست و به جاست (حسن المکافاه).

وقتی ناظم مدرسه یا معلمی عنوان می کند «من معتقدم که فقط با کشیده می شود بچه ها را به راه آورد» بدیهی است که غافل از این معنا هستند که بازوی خیبر کن علی (ع) ناتوان نبود. از اینکه تمام مردم جزیره العرب را صف کند و با نواختن کشیده در گوش آنها خیر دنیا و آخرت را به آنها ارزانی دارد تا نیازی به این همه نرمی و مدارا که تابلوی مظلومیت اوست نباشد. به همین دلیل می فرماید: «این تنها چهار پایان اند که با زدن ادب می شوند. » بر همین مبنا تاکید می کنیم معلمان و مسوولان مدرسه هرگز نباید به عنوان قاضی و داروغه درصدد صدور و اجرای احکام جزایی و یا با توسل به عملیات شبه کارآگاهی درصدد به تله انداختن، اقرار گرفتن، اثبات جرم و در نهایت، مجازات دانش آموز باشند. بلکه آنها باید بیشتر در نقش طبیبی ظاهر شوند که هدف عمده اش یافتن علت و ریشه های درد و مشکل و حل و رفع آن با جلب همکاری والدین و خود دانش آموز است. به گونه ای که حتی المقدور کوچک ترین لطمه ای به شخصیت دانش آموز وارد نشود. زیرا در همه حال این رفتار خطا و ناشایست دانش آموز است که باید مورد سوال و نکوهش قرار گیرد و نه شخص و شخصیت او.

چه بایدکرد؟

۱) مواقعی وجود دارد که در برخورد با رفتار خلاف و خطای دانش آموز با وجود اینکه روش های گوناگون کاهش یا حذف رفتارهای نامطلوب، به طور کامل و اصولی اعمال شده است و با وجود اینکه اطمینان داریم دانش آموز خاطی هم از رفتار مطلوب آگاهی دارد و هم توان درک و امکان انجام آن را دارد، همچنان در ارتکاب به عمل خطا و رفتار نامطلوب اصرار دارد. در چنین حالتی که رفتار دانش آموز می تواند حاکی از طغیان و سرکشی او باشد. توصیه آن است که از عصبانیت و تنبیه بدنی دانش آموز به طور جدی پرهیز کنید چون اگر به بروز صدماتی منجر شود، اولا شما را مشمول ضوابط مربوط به «دیات» تعزیرات حقوقی و قانونی می کند و ثانیا موجب توبیخ، لغو ابلاغ یا حتی عزل شما از خدمات می شود. توصیه ما این است به اجرای دقیق آیین نامه انضباطی عمل کنید.

۲) وقتی دانش آموز از خشم لبریز می شود و در گرداب غرض ورزی و لجاجت فرو می رود، دیگر فرصت یا تمرکز ذهنی برای درس خواندن ندارد. از این روست که صاحب نظران معتقدند که در امر تعلیم و تربیت باید هر آنچه نفرت زاست، کنار گذاشته شود و هر آنچه عزت افزاست، رواج پیدا کند.

کودک را با استفاده از دو روش می توان تنبیه کرد:

اول اینکه پس از بروز رفتار نامطلوب برای او موقعیتی ناخوشایند یا دردناک به وجود آورد، مانند وقتی که از کلاس غیبت می کند و سرزنش یا توبیخ می شود.

دوم اینکه بعد از بروز رفتار نامطلوب کودک را از موقعیت یا عاملی خوشایند محروم کند. مانند وقتی که او از کلاس غیبت می کند و او را در تمام یا بخشی از ساعت ورزش و یا گردش علمی و… محروم می سازند. البته در استفاده از روش دوم که از روش های کم خطر تنبیه محسوب می شود، نباید شاگرد را همیشه و به طور ثابت از یک موقعیت خوشایند محروم ساخت، زیرا در این حالت صدمات ناشی از محروم شدن از مثلا کلاس ورزش یا گردش علمی جبران ناپذیر است. صاحب نظران معتقدند که در امر تعلیم و تربیت باید هر آنچه نفرت زاست، کنار گذاشته شود و هر آنچه عزت افزاست، رواج پیدا کند.

۳) یکی از روش های کاهش رفتارهای نامطلوب کودکان و نوجوانان، تقویت رفتار مغایر با آن است. باید رفتار مطلوب مورد تشویق قرار گیرد. اگر دانش آموز راست گفت و کار اشتباهی کرده بود به دلیل راست گفتن نباید مورد تنبیه قرار گیرد و هر کار دانش آموز، کار اشتباه در جای خود و راستگویی در جای خود مورد تشویق قرار گیرد.

۴) در برخورد با دانش آموزان بیش فعال و شلوغ می توان از روش نشست برخاست درباره هر کار اشتباه استفاده کرد تا انرژی اضافی آنها کم شود و خسته شوند تا بتوانند راحت در کلاس بنشینند که این عمل نیاز به صبر و حوصله معلم دارد. روش دیگر خاموشی، محروم کردن، جریمه کردن جبران است. محروم کردن از ورزش، بی اعتنایی کردن، کم کردن پول توجیبی از سوی والدین، جمع کردن آشغالی که دانش آموز در زیر صندلی خود ریخته است و اگر تکرار شود زیر صندلی های هم ردیفی خود را نیز باید تمیز کند. جدی بودن همراه با مهربانی و خوش زبان بودن می تواند دانش آموز را با انضباط و درس خوان و حرف گوش کن بار بیاورد.

پرخاشگری

پرخاشگری، عارضه تنبیه بدنی

پرخاشگری یکی از عوارض تنبیه است. در کلاس هایی که معلم تنبیه بدنی می کند و یا در خانواده هایی که پدر و مادر تنبیه کننده هستند، پرخاشگری و جنگ و دعوا در میان دانش آموزان و فرزندان خانواده یک الگوی رفتاری رایج و شایع است. کودک یا نوجوانی که سیلی می خورد، به هنگامی که در موضع نفوذ و اعمال قدرت باشد، به دیگران سیلی خواهد زد. گاهی تنبیه سبب تقویت رفتار نامطلوب در دانش آموز می شود. برای مثال، معلمی که شاگرد مزاحمی را جلوی کلاس می آورد و یا از کلاس بیرون می فرستد، ای بسا این امر سبب جلب توجه و یا حصول نتیجه ای می شود که مطلوب دانش آموز باشد. پس قبل از اعمال هرگونه تنبیهی باید توجه کنیم که عامل یک موقعیت تنبیهی در نقش پاداش یا تقویت کننده رفتار نامطلوب عمل نکند. تنبیه بیشتر به دانش آموز می فهماند که کارش اشتباه بوده است ولی در آموزش رفتار مطلوب به وی کارایی چندانی ندارد، به عبارت دیگر، تنبیه بدنی سبب نابودی رفتار تنبیه شده و جانشین رفتار مطلوب به جای آن نمی شود بلکه در غالب اوقات تنها اثر آن این است که رفتار نامطلوب را به طور موقت واپس می زند.

تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال

  1. اخطار دادن به شاگرد
  2. تغییر دادن جای او
  3. نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت ۵ دقیقه
  4. اطلاع دادن به والدین
  5. اخراج از کلاس
  6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه شاگرد متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی

است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.))

بیست(۲۰ )گام عملی تنبیه قبل از اخراج از کلاس:

اینک برای توضیحات بهتر و بیشتر مراحل تنبیه را از ضعیف به شدید یاد آور می شویم که در حدود ۲۰گام عملی است. به این متن دقت کنید:

درس به جای حسّاسی رسیده است. همه شاگردان سراپا گوش هستند و کمر همّت بسته­اند تا از بیان معلّم توشه­ای برگیرند …… معلّم با تمام توان مشغول تدریس است … امّا کلاس آرام نیست، صدای پچ­پچ دو نفر تمرکز شما را برهم می­زند. چند بار به او تذکّر داده­اید، امّا فایده­ای نداشته است.

زمان کار گروهی فرا رسیده است. بچه­ها در گروه­ها مشغول بحث و گفتگو هستند، همه به دنبال اینکه به جواب مسأله­ای برسند و . . .

باز هم کلاس آرام نیست. این بار هم همان شاگرد مشغول بازیگوشی است. کار گروه او به خاطر شیطنت­هایش مختل شده است، آرامش کلاس را هم بر هم زده است … و اینجاست که معلّم عنان اختیار از کف می­دهد و تصمیم می­گیرد تا از شرّ این مزاحم خلاص شود.

به یک باره فریاد سر می­دهد و …. اخراج

شاگرد خطاکار از جایش بر می­خیزد تا رسیدن به در کلاس چند گام بیشتر نیست، امّا انگار این راه به ظاهر کوتاه پایانی ندارد. سرافکنده، شرمگین، آبرو از کف داده، و در حالی که همه­ی پل­های پشت سر را خراب کرده از کلاس بیرون می­رود و تلخی این اخراج تا زنده است از خاطرش نخواهد رفت.

تیغ بی­رحم اخراج بر گردن عزّت نفس نوجوان فرود می­آید و آبرویش را بر زمین می­ریزد.

معلّم اگر آن زمان که فرمان اخراج از کلاس را صادر می­کند، خوب گوش کند، صدای شکستن دیوار شخصیّت شاگرد را خواهد شنید.

معلّم بزرگوار ،

نیک می­دانید که تنبیه هم باید دلیل داشته باشد، هم منصفانه باشد و هم راه جبران داشته باشد و اخراج از کلاس آخرین گام در تنبیه خطاکار­ترین­هاست، آنها که راهی برای بازگشت ندارند. آیا به راستی در مدرس~ ما چنین خطاهایی ! و چنین خطاکارانی ! وجود دارند ؟ !

تنبیه از ضعیف به قوی

بیست گام در تنبیه

چند پیشنهاد است که می­توان قبل از اخراج آنها را هم مدّ نظر قرار داد. تا شاید ما با اخراج یک شاگرد کاری نکنیم که لطمه­ای جبران ناپذیر به شخصیّت شاگرد وارد سازیم.

سعی شده است در تنظیم این موارد اولویّت رعایت شود.

۱ . بیان روشن قوانین کلاس و توقّعات معلّم از شاگردان.

۲ . توصیف شرایط ناهنجار بدون ذکر نام مثلاً گفتن این جمله : ۲ نفر در حال صحبت هستند.

۳ . نگاه همراه با ذکر اسم به صورت عادی یا شوخی .

۴ . نگاه تند همراه با جدّیّت و سکوت.

۵ . تذکّر انفرادی درِ گوشی و پنهانی بدون اینکه کسی بفهمد.

۶ . نام بردن فرد در جمع.

۷ . محروم کردن شاگرد از بعضی امتیازات کلاسی (مثل امضای کارت تلاش و امتیاز ـ پای تخته آمدن و تمرین حل کردن) .

۸ . محرومیّت از حقّ سؤال کردن در کلاس.

۹ . تهدید به پرسش دقیق کلاسی برای جلسه آینده.

۱۰ . سختگیری در اعمال مقرّرات برای فرد خاطی (حذف بعضی ارفاق­ها، برخورد با کوچکترین بی­انضباطی).

۱۱ . تعیین تمرین­های اضافی (جریمه منطقی) به خصوص در برخورد با نقص تکلیف.

۱۲ . اظهار ناراحتی و توبیخ با صدای بلند و تهدید به برخوردهای شدید (مانند اخراج) در صورت تکرار، با ذکر نام و یا بدون ذکر نام.

۱۳ . گزارش انضباطی به دفتر مدیریت به صورت شفاهی و اطّلاع دادن آن به شاگرد.

۱۴ . تغییر مکان شاگرد (تعویض جای دو شاگرد)

۱۵ . تغییر مکان چوکی (منفرد قرار دادن فرد خاطی)

۱۶ . دادن نمره منفی فردی.

۱۷ . کسر نمره در فعالیّت کلاسی.

۱۸ . گزارش انضباطی به دفتر (ثبت تخلّف انضباطی و گزارش کتبی).

۱۹ . ایستاندن شاگرد در انتهای کلاس (داخل کلاس)

۲۰ . اخراج چند دقیقه­ای از کلاس

امتحان

امتحان و ارزیابی

توصیه­هایی به مکاتب در ایام امتحانات

* مدرسه باید حس کنجکاوی شاگردان را برانگیزد، تجربه شکست را در آن­ها به حداقل برساند و تا جایی که امکان دارد، تجربه یادگیری را برای فراگیران، تجربه­ای خوشایند و مطلوب نماید.

* ایجاد جو رقابت و تهدید کننده در مدرسه و تأکید بیش از حد بر نمره به جای اهمیت دادن به سایر توانایی­های دانش­آموز، می­تواند برداشت غیر منطقی از توانایی­ها و اسناد های نامناسب را برای او فراهم کند.

* شایسته است مدرسه عوامل شکست دانش­آموزان را کاهش دهد، انتظارات مثبت از دانش­آموزان داشته باشد و به دانش­آموزان القاء نماید که در صورت انجام تلاش و به کارگیری توان خود موفق می­شوند.

۲۰۱۴۰۶۲۵_۱۴۲۴۲۲

نحوه ارزشیابی(سوالات امتحان):

۱-متنوع باشد( جا خالی، صحیح و غلط، چهار گزینه ای، تشریحی)

۲-سعی شود جا خالی ها در اول یا در آخر نباشد.

۳-گزینه ها اعداد و ارقام نباشد.

۴-بارم داشته باشد.( نمره قابل تقسیم باشد)

۵-نگارش سؤالات به صورت مطلوب و ترتیب سؤالات از ساده به دشوار باشد

۶-قبل از امتحانات اصلی از امتحانات فرضی و آزمایشی و آشنا سازی دانش­آموزان با نمونه سؤالات پایانی به منظور کاهش اضطراب در امتحان اصلی استفاده نمایید.

۷-سوالات با نمرات سازگاری و همخوانی داشته باشد.

۸-مبهم و دو پهلو نباشد.

۹-جواب بعضی سوالات در خود سوالات نباشد.(دریک سوال: چهار تا از ولایت های معروف افغانستان را نام ببرید.در سوال بعد: خصوصیات ولایت های ،هرات ، قندهار،بامیان و ولایت بلخ را نام ببرید.

۱۰-سوالات متناسب با سطح علمی شاگردان باشد نه بالا تر و یا پایین تر.

۱۱-سوالات از تمام صفحات تدریس شده باشد نه از یک بخش خاصی.( تعداد سوالات بر تعداد صفحات توزیع شود)همانطوریکه باید در اول سال کتاب بوجه بندی گردد.

۱۲-سوالات باید از نکات مهم و اصولی طرح شود.(نه جزئیات و فرعیات و غیر مهم)

۱۳-سوالات باید از مطالب گفته شده و موجود در کتاب طرح گردد نه از مطالب خارج کتاب مگر آنکه در کلاس گفته شده باشد.

۱۴-در امتحانات خیلی روی نمره تاکید نشود بلکه محک زدن و ارزیابی شاگردان عنوان شود.

۱۵-اضطراب امتحان را کاهش بدهیم. نه اینکه بزرگ جلوه بدهیم.

۱۶-تلاوت قرآن قبل از شروع امتحان. شایسته است قبل از برگزاری امتحان آیاتی از قرآن مجید با صوتی دلنشین برای ایجاد آرامش دلها قرائت شود.

۱۷-در نظر گرفتن ساعت مناسب برای امتحان. (در نظر گرفتن گرما و سرما و زود آمدن و دیر آمدن).تدبیر لازم برای در نظر گرفتن ساعت زمان مناسب برای امتحانات اتخاذ شود و دانش­آموزانی که مشکلاتی چون تأخیر و یا غیبت موجه دارند با برخورد مناسب امکان شرکت آن­ها در امتحانات غائبین موجه را فراهم آورید.

۱۸-مکان امتحان از نظر نور، تهویه، دما و..مورد توجه قرار بگیرد.

۱۹-رفت و آمدهای زاید و حرف زدن های بی مورد قطع گردد.

۲۰-سوالات تایپ گردیده و به صورت خوانا و به دور از غلط املائی تکثیر گردد.

۲۱-در وسط امتحان سوالات خوانده نشود.

منابع :
۱- قرآن کریم
۲- اکرمی،سید کاظم (۱۳۸۰)« فرهنگ اسلامی ، برنامه درسی وتفکر » تهران ، چاپ اول، انتشارات انجمن اولیاء ومربیان .
۳- براون، جرج، تدریس خود(تمرین مهارت های تدریس درمقیاس های کوچک ) ، علمی رووف (مترجم) .(۱۳۷۶) وزارت آموزش وپرورش سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی، انتشارات مدرسه . تهران
۴-بهارستان، جلیل،(۱۳۷۸)، برنامه کارورزی یاتدریس عملی درمرکز تربیت معلم،تهران دفتر همکاری حوزه و دانشگاه
۵- بهرنگی ، محمدرضا (۱۳۷۱) مدیریت آموزشی وآموز شگاهی، چاپ اشکان، ناشر: مولف.
۶- سجادی ، اسکندر (۱۳۷۶) « هدف از تدریس چیست» مقاله زیر چاپ دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تبریز.
۷-رضایی موسی(۱۳۸۶)«مدارس پیشرو کارآمد» تهران، انتشارات انجمن اولیاء ومربیان.
۸-صفوی زاده ،نسرین، اقا حسینی ، تقی ،(۱۳۸۶) «شیوه های مدیریت کلاس و   مهارت های ارتباط با دانش آموز » قزوین انتشارات حدیث امروز.
۹- کریمیان،حسین، جعفریان یسار ، حمید،(۱۳۸۵)« راهبردهای تدریس وفنون  معلمی » قم چاپ اول چاپ: قدس
۱۰- کلهر منوچهر ۱۳۸۶« فرایند تدریس ویادگیری اثر بخش » قزوین ، مرکز تربیت معلم شهید رجایی قزوین انتشارات حدیث امروز
۱۱- گیج،وال،ان. مبانی علمی هنر تدریس. محمود مهر محمدی(مترجم )۱۳۷۶، تهران. وزارت اموزش وپرورش، سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی.انتشارات مدرسه.
۱۲- محمودی عبدالرحمان ۱۳۷۷« تأثیر پیش سازمان دهنده بریادگیری درتدریس روان شناسی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تبریز.
۱۳- مرتضوی زاده، حشمت اله(۱۳۸۶)« مدیریت کلاس درس اثربخش ، موانع   روش ها وراهکارها قزوین ، مرکز تربیت معلم شهید رجایی قزوین، انتشارات حدیث امروز
۱۴- مرتضوی زاده، سید حشمت اله (۱۳۸۲)، خانواده وافت تحصیلی ، نشریه ، نشریه پیوند: تهران : سازمان مرکزی انجمن اولیاء مربیان.
۱۵- میرزابیگی علی (۱۳۸۴) «برنامه ریزی درسی وپلان درس در آموزش رسمی وتربیت نیروی انسانی »تهران انتشارات یسطرون
۱۶- میرصدوقی سید حسن(۱۳۸۶) بررسی نقش خود اثر بخشی معلمان وجوروانی –اجتماعی کلاسی در مدیریت فرایند یاددهی یادگیری»قزوین(۱۳۷۳)فرایند تدریس تهران : تربیت
۱۷- نیکنامی ، مصطفی (۱۳۷۷) مقایسه ویژگی های معلمان خوب واثر بخش » فصلنامه روان شناسی وعلوم تربیتی شماره ۷و۸ تهران : دانشگاه علامه طباطبایی.

 

 

درباره مدیریت سایت

او متولد1345شمسی است و در دیار سنائی غزنوی دیده به جهان گشوده است. در سال 1391مدرک کارشناسی ارشد( ماستری اش) را در رشته الیهیات در مشهد مقدس به اتمام رسانده و پایان نامه اش را در همین سال تحت عنوان"سعادت و رستگاری از منظر قرآنکریم" دفاع نموده و جزء پایان نامه های برتر سال معرفی شده است. و همزمان با آن در شهر مزار شریف مستقر شده و رحل اقامت افکنده است. او مدت چهار سال و اندی مدیریت لیسه عالی مهر2 در مزار شریف را بر عهده داشته و همزمان با آن در سال 1391 مکتب خصوصی رضوان را نیز تاسیس و راه اندازی نموده و جواز فعالیت آن را از وزارت معارف دریافت کرده و از آن روز تا کنون خود مدیریت این مکتب را بعهده داشته و در خدمت دین، مردم و جامعه اش قرار گرفته است. در کنار این مسئولیت مسئولیت های دیگر نیز بر عهده داشته است که مهمترین آنها عبارتند از: 1. ریاست اتحادیه مکاتب خصوصی ولایت بلخ از سال 1396 تا کنون. 2. تدریس در دانشگاه های رهنورد و ابن سینا 3. برگزاری دوره های اخلاقی و عقیدتی برای دانشجویان شهر مزار شریف 4. انجام رسالت های تبلیغی در قالب سخنرانی و .. 5. اتجام کارهای فکری و فرهنگی و... به امید آنکه به خوبی بتواند به وظایف و تکالیف شرعی و دینی اش بیش از پیش عمل نموده و افتخار خدمتگزاری را داشته باشد. یا حق

مجدد چک کنید

لیسه رضوان در آینه زمان

بیش از ده سال است که از تاسیس این مرکز آموزشی می گذرد مرکزی که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *